لينك به منبع:


محمدعلی توحیدی
(گفتگو با محمدعلی توحیدی)
سوال:
موضوع دزدیهای حکومتی، همچنان سوژه کشمکشهای باندهای درونی رژیم است و با
وجود پیامدهای اجتماعی خطرناکی که دارد، امام جمعههای خامنهای هم به آن
دامن میزنند.
در این هفته، حرفهای فائزه رفسنجانی درباره انزجار اجتماعی از حکومت دینی هم سوژه حملات باند خامنهای به رفسنجانی شد.
آقای توحیدی! در دو موضوعی که مطرح کردم، به نظر میرسد باند خامنهای هر دو موضوع را دامن میزند؛ هم حرفهای دختر رفسنجانی را و هم دزدیهای حکومتی را، علت چیست؟ آیا باند خامنهای در این شرایط، موضع تهاجمی گرفته است یا از شکستهای دولت روحانی در زمینه نتایج برجام میخواهد استفاده کند؟
محمدعلی توحیدی: من فکر میکنم جوهر این حملات و تهاجماتی که باند خامنهای در این دو موضوع میکنند ـ و موضوعات دیگر هم که دامن میزنند، تدافعی است. البته این تدافع، عطف به کل نظام است. این نکته هم که شما میگویید باند رقیب دچار شکستهای مقطعی است و یا از ضعفهای بنیادی رنج میبرد، این هم به آنها میدان میدهد، ولی اصل موضوع، کاملاً تدافعی است.
برای آنکه موضوع را درست ببینیم، باید توجه داشت که خامنهای را نمیشود فقط یک جناح دید ـ هر چند که خیلی از آن موضوع ولایتفقیهی و جناحی که کار میکند، پایین افتاده است ولی در همان کارهایی که میکند، قبل از هر چیز صاحبعلّة دستگاه است، در واقع سیاستهایش را برای مصالح کل نظام تنظیم میکند.
این حملات و تهاجمات، هدفی را فراتر از خود موضوعات مربوطه و با یک هدف سیاسی را دنبال میکند که چیزی فراتر از تکتک این موضوعات است؛ چون در هر کدام از این دو موضوعی که شما مثال زدید، مثلاً در موضوع انزجار اجتماعی از حکومت دینی یا در موضوع دزدیها، شخص خامنهای و یا باند خامنهای در خانهای شیشهای نشستهاند و سنگ میزنند. هر کدام اینها را اگر کسی بهطور مجرد دنبال کند و پی آنها برود، آخرش به این میرسد که بیشترین دزدیها در همین باند خامنهای صورت گرفته است. در داستان انزجار از حکومت دینی هم هرچقدر به عمقش بروند، باز برای باند خامنهای ضرر دارد.
فرای این موضوعات، از این حالت تهاجمی و طرح کردن پشت سر هم مسائل و شلوغ کردن صحنه سیاسی، هدفی دیگر را دنبال میکنند. شما اگر به تیتراژ کیهان آخوندی ـ که در تیول خامنهای است و رسماً نماینده ولیفقیه، یعنی شریعتمداری ادارهاش میکند ـ نگاه کنید، پر از این موضوعات است. حتی درباره کنفرانس سران عرب که به رژیم حمله میکنند، تیتر میزند که نتیجه انفعال سیاسی باعث شد که اینها به ما حمله کنند، یا در اختلافات داخلی باندهای رفسنجانی ـ روحانی هم تیترهای درشت میزند که سرخوردگان اصلاحات و آنهایی که به جایی نرسیدهاند، الآن برای دولت یازدهم نقشه کشیدهاند و... اینها را بهصورت تیترهای جنجالی مطرح میکند. میخواهد بهاصطلاح به این وسیله، تضاد دیگری را در صحنه سیاسی حل کند.
سوال: چه مسألهیی را میخواهد حل کند؟ چه هدفی دارد؟ شما که بهدرستی گفتید خودش در خانهیی شیشهای نشسته است!
محمدعلی توحیدی: هدف از این جنجالسازیهای سیاسی، در یک کلام، انحراف از صورت مسأله سیاسی است. تمام تنشهایی که در جامعه است، درگیریهایی که در محافل مختلف است، هنگامی برای تمامیت رژیم خطرناک میشود و شکافهایی را باز میکند که از درون آنها قیام درمیآید، به سطح سیاسی ارتقا پیدا کند و به یک مسأله سیاسی روز بالغ بشود.
در شرایط مشخصی که جامعه ما دارد، مقاومت ایران مرتب صورت مسأله واقعی این جامعه را به اشکال مختلف به داخل جامعه یا جامعه بینالمللی انتقال میدهد. شما توجه کنید که گردهمایی بزرگ مقاومت تشکیل میشود؛ بحثها و صحبتهای زیادی میشود، رفت و آمدها میشود و به هر حال سخنرانیها، پیامهای داخل کشور، زندانیان سیاسی و آن جمعیت انبوهی که شرکت کردند، با خودش یک موجی از صورت مسأله سیاسی را معطوف به ایران را مطرح میکند.
باند خامنهای و شخص خامنهای، قبل از هر چیز، یک هدفی را مدّ نظر دارد؛ میخواهد صورت مسأله سیاسی را تغییر بدهد و معطوف بکند به جنجالها و مسائل دیگری که مسائل اصلی و اساسی مطرح نشود. این، آن مسألهای است که دنبال میکند.
یک مثال بسیار جالبی مربوط به اوایل پیروزی انقلاب است که آن موقع، شخص خمینی هم پشت آن بود. دستگاه آخوندی که انقلاب را غصب کرده بود، اصرار زیادی داشت که در تلویزیون بر سر دیالکتیک بحث بشود تا مشخص شود که چه کسانی به دیالکتیک اعتقاد دارند و چه کسانی ندارند! و ببینند که اعتقاد به دیالکتیک با اعتقاد به خدا جور درمیآید یا جور در نمیآید! این را گاهگاهی مطرح میکردند. از مجاهدین هم دعوت میکردند که شما بیایید در بحث بر سر دیالکتیک صحبت بکنید. مجاهدین هم میگفتند ما حاضریم و این بحث در تلویزیون خیلی خوب است، ولی مسأله بسیار جدیتری در جامعه وجود دارد به نام «چماقداری» . بهتر است سوژه برنامه تلویزیونی، موضوع چماقداری باشد؛ چون عدهیی به اجتماعات حمله میکنند و در فضای بعد از انقلاب چنین موجی را ایجاد کردهاند. بنابراین بهتر است سوژه بحث سیاسی و رادیو ـ تلویزیونی، این باشد که آیا چماقداری با اسلام تطبیق دارد؟ آیا چماقداری بعد از انقلاب خوب است؟ چه کسانی پشت چماقداری هستند و پشت پرده آن کیست؟ بهتر است بهجای دیالکتیک، روی این موضوع بحث کنیم.
این خودش یک جنجالی بود در ماجراهای آن روز که آخوندها زیر بارش نمیرفتند. این موضوعی بود که میخواستند صورت مسأله را عوض کنند. حالا بگذریم که در بحث دیالکتیک هم آخوندها در نهایت در آن ضرر میکردند.
الآن هم به نظر من اصل موضوع در این سلسله تهاجمات و جنجالسازیها، معطوف به گم کردن و تغییر صورت مسأله سیاسی روز است.
سوال: مثال چماقداری را که زدید، آن زمان بسیار واضح و روشن بود؛ ولی الآن اصل دعوا کجاست؟
محمدعلی توحیدی: الآن هم اصل دعوا بر سر مسأله دزدی چیست؟ این است که دزد بزرگ و اصلی، خامنهای است. همین سال گذشته، رویتر گزارش مبسوطی در مورد ثروتهای کلانی که در یکی از نهادهای تحت کنترل خامنهای است، منتشر کرد. این ثروتها بدون هیچ حساب و کتابی انباشته شده است. این خودش یک صورت مسأله است.
صورت مسأله مهمتر بعدی، خودکامگی و دیکتاتوری و خودسری شخص خامنهای است؛ حتی در چهارچوب دستگاه خودشان و تصمیمات خاصی که میگیرند.
صورت مسأله دیگر، دخالتهای این رژیم در سوریه است که پول کلانی خرج جنگ در آنجا میشود. هزینه یک جنگ را بر دوش مردمی که اینقدر با مشکل گرانی و تورم و بیکاری روبهرو هستند، تحمیل کردهاند. هزینه جنگ در یمن را خامنهای میدهد. اینها صورت مسأله واقعی هستند.
مهمترین صورت مسأله واقعی دیگر، حقوقبشر است. این موج اعدامها برای چه منظوری اتفاق میافتد؟ چه ترتیباتی دارد؟
اینها صورت مسألههای رژیم هستند. خامنهای نمیخواهد که این مسائل به میان بیایند؛ بهخصوص وقتی که از جانب مقاومت مطرح میشود. در نتیجه، به مسائل دیگر دامن میزند. طبعاً افشاگریهایی میشود، حقایقی بیرون میزند، ضررهایی برای دستگاه دارد و خامنهای نمیخواهد آن ضرر اصلی را بکند و بهخاطر آن، صورت مسأله اصلی را منحرف میکند.
اتفاقاً از اینجا هست که مواضع سیاسی هم شناخته میشود؛ چه کسانی، در چه لباسی، به چه شکلی به طرح صورت مسألههای کاذبی که دشمن میخواهد، دامن میزنند و چه کسانی روی صورت مسأله واقعی و جدی متمرکز هستند؟ مثل همان موقع که کسانی دنبال بحث دیالکتیک هستند ـ حالا با هر لباس و ادعایی ـ و چه کسانی دنبال صورت مسأله چماقداری که این بیقانونی و هرج و مرجی که بعد از انقلاب راه افتاده، چه شد؟ اینجاست که هر کسی هر موضوعی را دنبال میکند، نشان میدهد چه دردی دارد و پی چه مسألهیی است.
سوال: شما گفتید که ضعفهای بنیادین باند رقیب، فرجهیی برای باند خامنهای است. منظورتان چیست؟
محمدعلی توحیدی: منظور از ضعفهای بنیادین، همین مسائل کلیدی، بهطور خاص در مسأله شخص خامنهای است. یکی از آنها مسائل رفسنجانی و روحانی است. آخوند روحانی که دنبال این است تا بحث مذاکرات را به یک جایی برساند، اینقدر سر برجام با خامنهای و باند او دعوا دارد و فکر میکند که میتواند نظام را نجات بدهد، تا به شخص خامنهای که میرسد، تبدیل به یک مجیزگوی حرفهیی میشود. اینجا همان جایی است که همسرشتی، اشتراک در جنایت، اشتراک در ماهیت، یک ضعف بنیادین ایجاد میکند. به این بزنگاهها که میرسند، اینها حاضر به طرح مسأله نیستند. رفسنجانی هم که همیشه میگوید «خامنهای عمود خیمه دستگاه است» . چون به اینها نمیتوانند نزدیک بشوند، خامنهای هم از این ضعفهای بنیادین استفاده میکند و سر همینها، پیچشان میدهد.
بر سر حرفهایی که فائزه رفسنجانی زده و از «انزجار اجتماعی از این حکومت دینی» میگوید، باند خامنهای فرصت را مغتنم شمرده تا یقه رفسنجانی را بگیرد که تو بیا از اینها تبرّی بجوی و فاصله بگیر! اینها آن ضعفهای بنیادینی هستند که رقبای حکومتی دارند و خامنهای هم از اینها استفاده میکند.
سوال: آیا میشود نتیجه گرفت: با توجه به ضعفهای بنیادینی که روی آنها دست گذاشتید، تا آنجایی که به بحران داخلی رژیم برمیگردد، شاهد کاهش و فروکش بحران درونیشان هستیم؟
محمدعلی توحیدی: اصلاً نمیشود. ضعفها بهجای خود، نگرانیهای خامنهای هم بهجای خود، ولی بحران درونی رژیم به این دلیل که با بیرون رژیم ارتباط دارد، در این مرحله قابل فروکش کردن نیست؛ بلکه با هر تلاشی که اینها بکنند، تعمیق و تشدید میشود. چرا؟ بهخاطر اینکه در بنیاد سیاسیِ خودش، به خارج این دستگاه و نظام وصل است.
در دعوای دزدیهای حکومتی ـ همین هفته پیش ـ فرمانده کل سپاه آمده بود صحبت میکرد. شخص جعفری و فرماندهان سپاه در مشهد جلسهای داشتند؛ گفت که «اطلاعات سپاه رفته اقدام کرده، یکی از مدیرانی که فیشهای حقوقیاش افشا شده را دستگیر کردیم. مسأله فقط فیش حقوقی نیست؛ مسأله، چیزی فراتر و در زمره استحاله نظام است. عدهیی که دستاندرکار این موارد بودند، با یک عده سیاسیون هم در ارتباط هستند» . منظورش از آن سیاسیون هم ـ آنطور که منابع داخلی و خارجی نوشتند ـ برادر روحانی است که با این مدیر بانک در ارتباط بوده است. جعفری ادامه میدهد: «ما الآن مسألهمان فقط فیشها نیست، بلکه یک مسأله سیاسی بر سر استحاله نظام است» . ببینید بحران درونی چقدر پیش رفته که فرمانده سپاه دست به دستگیری یک مدیر دولتی میزند و بعد هم میگوید که دنبالة قضیه، وصل به برادر رئیسجمهور دستگاه است که او را گرفتهایم و دنبال میکنیم، چون وظیفه سپاه است. طوری شده است که تقریباً به سمت کودتا و بیثباتی دارد حرکت میکند. بنابراین این بحرانها ادامه دارند.
مورد دیگری که شاهدیم، این است که در شکستهایی که رژیم در ماجرای برجام خورده است، لاریجانی (رئیس مجلس) درباره آثار پیشبینی شده این زهر اتمی، گفت «ما چارهای نداریم که قضیه را از نو بازبینی کنیم. ما خواستهمان این است که دولت طرح بدهد تا کارخانه غنیسازی را راه بیندازیم» . یعنی دارد از بازبینی یک مسیر سیاسی صحبت میکند. لاریجانی کسی است که باند دلواپسان نظام میگوید اصلاً برجام را او درست کرده است.
بنابراین اختلافات و بحران در درون نظام ولایتفقیه، هنوز دارد ادامه پیدا میکند. بحران بر سر مسائل جدی و اساسی و پایهیی و بیثباتییی است که فرمانده کل سپاه صحبتش را میکند و یا اینکه ما راهی نداریم و لاریجانی میگوید گزینه مقابله را در رابطه با برجام ادامه میدهیم.
سوال: چطور بحرانهای درونی رژیم به خارج ربط پیدا میکند؟
محمدعلی توحیدی: دو وجه مشخص دارد. مثلاً در همین موضوعی که در رابطه با لاریجانی و برجام اشاره کردم، طرف حساب این ماجرا که فقط باند خامنهای و باند روحانی و رفسنجانی نیستند. سر این مذاکرات اتمی، به خارج رژیم مربوط است؛ یک جامعه بینالمللی، طرف حساب این موضوع است. باندهای رژیم نمیتوانند با وجود شعارهایی که میدهند، مسیری را بروند. اتفاقاً لاریجانی و بقیه خیلی هم مواظب هستند که دست از پا خطا نکنند. خوب میدانند در صورتی که بخواهند به قول خودشان واگشت بزنند، چه عواقب خطرناکی خواهد داشت. چون به جای دیگری مربوط است و نمیتواند بهراحتی با آن بازی کنند. پیامدها هم از همانجا میآید.
از طرف دیگر و مهمتر از آن، در این مقطع و در این شرایط، بحرانهای داخلی رژیم، به مقاومت و آلترناتیوی در بیرون این رژیم ربط دارد. اصلاً بهلحاظ تئوریک، رژیمی که در خارج خودش آلترناتیو سیاسی و فعالی نداشته باشد، هر قدر هم در درون خودش بحران داشته باشد، به سرنگونی بالغ نمیشود. خطر وقتی هست که در بیرون دستگاه، یک آلترناتیو و یک جنبش سیاسی مخالف، با شعار «سرنگونی و مرگ بر اصل ولایتفقیه» وجود دارد.
چرا خامنهای در آستانه گردهمایی مقاومت، به لیبرتی موشک میزند؟ دارد آدرس همین را میدهد. چرا این همه جنایت مرتکب میشود، این همه قانونشکنی میکند و اصرار دارد که مثلاً لیبرتی یا اشرف را با قتلعام و با موشک، هدف قرار بدهد؟ خودش که خیلی جاها میگوید 90 درصد اینها در سال 60 از بین رفتند. این، همان آدرس سیاسی، پرچم سیاسی و عامل و فاکتور سیاسی است که میتواند تضادها را تا بیثباتی کامل این دستگاه و فروریختن کیان آن پیش ببرد. اینها هم اثرگذاریِ وجود این آلترناتیو است. این آلترناتیو در این گردهمایی، در این حضور سیاسی و در این مشی سیاسی، حضور خود را دارد. رژیم که نمیتواند این را نادیده بگیرد. بنابراین به پایهها و بنیادهای خارج از دستگاه ربط دارد. مگر اینکه بتواند اینها را نابود کند ـ که آن هم عملی نیست و نتوانسته است.
در نتیجه، این بحرانها با بیرون رژیم اینطوری ربط پیدا میکند و تداوم دارد و در درون رژیم هم مرتب تشدید میشود. باندهای رژیم میتوانند درون خودشان را یکجوری جمعوجور بکنند، ولی موضوع به خارج از نظام ربط دارد و از آنجا دینامیزم آن را تقویت میکند و در صحنه سیاسی ـ بهطور مشخص ـ دیگر کنترلش صرفاً دست آنها نیست.
در این هفته، حرفهای فائزه رفسنجانی درباره انزجار اجتماعی از حکومت دینی هم سوژه حملات باند خامنهای به رفسنجانی شد.
آقای توحیدی! در دو موضوعی که مطرح کردم، به نظر میرسد باند خامنهای هر دو موضوع را دامن میزند؛ هم حرفهای دختر رفسنجانی را و هم دزدیهای حکومتی را، علت چیست؟ آیا باند خامنهای در این شرایط، موضع تهاجمی گرفته است یا از شکستهای دولت روحانی در زمینه نتایج برجام میخواهد استفاده کند؟
محمدعلی توحیدی: من فکر میکنم جوهر این حملات و تهاجماتی که باند خامنهای در این دو موضوع میکنند ـ و موضوعات دیگر هم که دامن میزنند، تدافعی است. البته این تدافع، عطف به کل نظام است. این نکته هم که شما میگویید باند رقیب دچار شکستهای مقطعی است و یا از ضعفهای بنیادی رنج میبرد، این هم به آنها میدان میدهد، ولی اصل موضوع، کاملاً تدافعی است.
برای آنکه موضوع را درست ببینیم، باید توجه داشت که خامنهای را نمیشود فقط یک جناح دید ـ هر چند که خیلی از آن موضوع ولایتفقیهی و جناحی که کار میکند، پایین افتاده است ولی در همان کارهایی که میکند، قبل از هر چیز صاحبعلّة دستگاه است، در واقع سیاستهایش را برای مصالح کل نظام تنظیم میکند.
این حملات و تهاجمات، هدفی را فراتر از خود موضوعات مربوطه و با یک هدف سیاسی را دنبال میکند که چیزی فراتر از تکتک این موضوعات است؛ چون در هر کدام از این دو موضوعی که شما مثال زدید، مثلاً در موضوع انزجار اجتماعی از حکومت دینی یا در موضوع دزدیها، شخص خامنهای و یا باند خامنهای در خانهای شیشهای نشستهاند و سنگ میزنند. هر کدام اینها را اگر کسی بهطور مجرد دنبال کند و پی آنها برود، آخرش به این میرسد که بیشترین دزدیها در همین باند خامنهای صورت گرفته است. در داستان انزجار از حکومت دینی هم هرچقدر به عمقش بروند، باز برای باند خامنهای ضرر دارد.
فرای این موضوعات، از این حالت تهاجمی و طرح کردن پشت سر هم مسائل و شلوغ کردن صحنه سیاسی، هدفی دیگر را دنبال میکنند. شما اگر به تیتراژ کیهان آخوندی ـ که در تیول خامنهای است و رسماً نماینده ولیفقیه، یعنی شریعتمداری ادارهاش میکند ـ نگاه کنید، پر از این موضوعات است. حتی درباره کنفرانس سران عرب که به رژیم حمله میکنند، تیتر میزند که نتیجه انفعال سیاسی باعث شد که اینها به ما حمله کنند، یا در اختلافات داخلی باندهای رفسنجانی ـ روحانی هم تیترهای درشت میزند که سرخوردگان اصلاحات و آنهایی که به جایی نرسیدهاند، الآن برای دولت یازدهم نقشه کشیدهاند و... اینها را بهصورت تیترهای جنجالی مطرح میکند. میخواهد بهاصطلاح به این وسیله، تضاد دیگری را در صحنه سیاسی حل کند.
سوال: چه مسألهیی را میخواهد حل کند؟ چه هدفی دارد؟ شما که بهدرستی گفتید خودش در خانهیی شیشهای نشسته است!
محمدعلی توحیدی: هدف از این جنجالسازیهای سیاسی، در یک کلام، انحراف از صورت مسأله سیاسی است. تمام تنشهایی که در جامعه است، درگیریهایی که در محافل مختلف است، هنگامی برای تمامیت رژیم خطرناک میشود و شکافهایی را باز میکند که از درون آنها قیام درمیآید، به سطح سیاسی ارتقا پیدا کند و به یک مسأله سیاسی روز بالغ بشود.
در شرایط مشخصی که جامعه ما دارد، مقاومت ایران مرتب صورت مسأله واقعی این جامعه را به اشکال مختلف به داخل جامعه یا جامعه بینالمللی انتقال میدهد. شما توجه کنید که گردهمایی بزرگ مقاومت تشکیل میشود؛ بحثها و صحبتهای زیادی میشود، رفت و آمدها میشود و به هر حال سخنرانیها، پیامهای داخل کشور، زندانیان سیاسی و آن جمعیت انبوهی که شرکت کردند، با خودش یک موجی از صورت مسأله سیاسی را معطوف به ایران را مطرح میکند.
باند خامنهای و شخص خامنهای، قبل از هر چیز، یک هدفی را مدّ نظر دارد؛ میخواهد صورت مسأله سیاسی را تغییر بدهد و معطوف بکند به جنجالها و مسائل دیگری که مسائل اصلی و اساسی مطرح نشود. این، آن مسألهای است که دنبال میکند.
یک مثال بسیار جالبی مربوط به اوایل پیروزی انقلاب است که آن موقع، شخص خمینی هم پشت آن بود. دستگاه آخوندی که انقلاب را غصب کرده بود، اصرار زیادی داشت که در تلویزیون بر سر دیالکتیک بحث بشود تا مشخص شود که چه کسانی به دیالکتیک اعتقاد دارند و چه کسانی ندارند! و ببینند که اعتقاد به دیالکتیک با اعتقاد به خدا جور درمیآید یا جور در نمیآید! این را گاهگاهی مطرح میکردند. از مجاهدین هم دعوت میکردند که شما بیایید در بحث بر سر دیالکتیک صحبت بکنید. مجاهدین هم میگفتند ما حاضریم و این بحث در تلویزیون خیلی خوب است، ولی مسأله بسیار جدیتری در جامعه وجود دارد به نام «چماقداری» . بهتر است سوژه برنامه تلویزیونی، موضوع چماقداری باشد؛ چون عدهیی به اجتماعات حمله میکنند و در فضای بعد از انقلاب چنین موجی را ایجاد کردهاند. بنابراین بهتر است سوژه بحث سیاسی و رادیو ـ تلویزیونی، این باشد که آیا چماقداری با اسلام تطبیق دارد؟ آیا چماقداری بعد از انقلاب خوب است؟ چه کسانی پشت چماقداری هستند و پشت پرده آن کیست؟ بهتر است بهجای دیالکتیک، روی این موضوع بحث کنیم.
این خودش یک جنجالی بود در ماجراهای آن روز که آخوندها زیر بارش نمیرفتند. این موضوعی بود که میخواستند صورت مسأله را عوض کنند. حالا بگذریم که در بحث دیالکتیک هم آخوندها در نهایت در آن ضرر میکردند.
الآن هم به نظر من اصل موضوع در این سلسله تهاجمات و جنجالسازیها، معطوف به گم کردن و تغییر صورت مسأله سیاسی روز است.
سوال: مثال چماقداری را که زدید، آن زمان بسیار واضح و روشن بود؛ ولی الآن اصل دعوا کجاست؟
محمدعلی توحیدی: الآن هم اصل دعوا بر سر مسأله دزدی چیست؟ این است که دزد بزرگ و اصلی، خامنهای است. همین سال گذشته، رویتر گزارش مبسوطی در مورد ثروتهای کلانی که در یکی از نهادهای تحت کنترل خامنهای است، منتشر کرد. این ثروتها بدون هیچ حساب و کتابی انباشته شده است. این خودش یک صورت مسأله است.
صورت مسأله مهمتر بعدی، خودکامگی و دیکتاتوری و خودسری شخص خامنهای است؛ حتی در چهارچوب دستگاه خودشان و تصمیمات خاصی که میگیرند.
صورت مسأله دیگر، دخالتهای این رژیم در سوریه است که پول کلانی خرج جنگ در آنجا میشود. هزینه یک جنگ را بر دوش مردمی که اینقدر با مشکل گرانی و تورم و بیکاری روبهرو هستند، تحمیل کردهاند. هزینه جنگ در یمن را خامنهای میدهد. اینها صورت مسأله واقعی هستند.
مهمترین صورت مسأله واقعی دیگر، حقوقبشر است. این موج اعدامها برای چه منظوری اتفاق میافتد؟ چه ترتیباتی دارد؟
اینها صورت مسألههای رژیم هستند. خامنهای نمیخواهد که این مسائل به میان بیایند؛ بهخصوص وقتی که از جانب مقاومت مطرح میشود. در نتیجه، به مسائل دیگر دامن میزند. طبعاً افشاگریهایی میشود، حقایقی بیرون میزند، ضررهایی برای دستگاه دارد و خامنهای نمیخواهد آن ضرر اصلی را بکند و بهخاطر آن، صورت مسأله اصلی را منحرف میکند.
اتفاقاً از اینجا هست که مواضع سیاسی هم شناخته میشود؛ چه کسانی، در چه لباسی، به چه شکلی به طرح صورت مسألههای کاذبی که دشمن میخواهد، دامن میزنند و چه کسانی روی صورت مسأله واقعی و جدی متمرکز هستند؟ مثل همان موقع که کسانی دنبال بحث دیالکتیک هستند ـ حالا با هر لباس و ادعایی ـ و چه کسانی دنبال صورت مسأله چماقداری که این بیقانونی و هرج و مرجی که بعد از انقلاب راه افتاده، چه شد؟ اینجاست که هر کسی هر موضوعی را دنبال میکند، نشان میدهد چه دردی دارد و پی چه مسألهیی است.
سوال: شما گفتید که ضعفهای بنیادین باند رقیب، فرجهیی برای باند خامنهای است. منظورتان چیست؟
محمدعلی توحیدی: منظور از ضعفهای بنیادین، همین مسائل کلیدی، بهطور خاص در مسأله شخص خامنهای است. یکی از آنها مسائل رفسنجانی و روحانی است. آخوند روحانی که دنبال این است تا بحث مذاکرات را به یک جایی برساند، اینقدر سر برجام با خامنهای و باند او دعوا دارد و فکر میکند که میتواند نظام را نجات بدهد، تا به شخص خامنهای که میرسد، تبدیل به یک مجیزگوی حرفهیی میشود. اینجا همان جایی است که همسرشتی، اشتراک در جنایت، اشتراک در ماهیت، یک ضعف بنیادین ایجاد میکند. به این بزنگاهها که میرسند، اینها حاضر به طرح مسأله نیستند. رفسنجانی هم که همیشه میگوید «خامنهای عمود خیمه دستگاه است» . چون به اینها نمیتوانند نزدیک بشوند، خامنهای هم از این ضعفهای بنیادین استفاده میکند و سر همینها، پیچشان میدهد.
بر سر حرفهایی که فائزه رفسنجانی زده و از «انزجار اجتماعی از این حکومت دینی» میگوید، باند خامنهای فرصت را مغتنم شمرده تا یقه رفسنجانی را بگیرد که تو بیا از اینها تبرّی بجوی و فاصله بگیر! اینها آن ضعفهای بنیادینی هستند که رقبای حکومتی دارند و خامنهای هم از اینها استفاده میکند.
سوال: آیا میشود نتیجه گرفت: با توجه به ضعفهای بنیادینی که روی آنها دست گذاشتید، تا آنجایی که به بحران داخلی رژیم برمیگردد، شاهد کاهش و فروکش بحران درونیشان هستیم؟
محمدعلی توحیدی: اصلاً نمیشود. ضعفها بهجای خود، نگرانیهای خامنهای هم بهجای خود، ولی بحران درونی رژیم به این دلیل که با بیرون رژیم ارتباط دارد، در این مرحله قابل فروکش کردن نیست؛ بلکه با هر تلاشی که اینها بکنند، تعمیق و تشدید میشود. چرا؟ بهخاطر اینکه در بنیاد سیاسیِ خودش، به خارج این دستگاه و نظام وصل است.
در دعوای دزدیهای حکومتی ـ همین هفته پیش ـ فرمانده کل سپاه آمده بود صحبت میکرد. شخص جعفری و فرماندهان سپاه در مشهد جلسهای داشتند؛ گفت که «اطلاعات سپاه رفته اقدام کرده، یکی از مدیرانی که فیشهای حقوقیاش افشا شده را دستگیر کردیم. مسأله فقط فیش حقوقی نیست؛ مسأله، چیزی فراتر و در زمره استحاله نظام است. عدهیی که دستاندرکار این موارد بودند، با یک عده سیاسیون هم در ارتباط هستند» . منظورش از آن سیاسیون هم ـ آنطور که منابع داخلی و خارجی نوشتند ـ برادر روحانی است که با این مدیر بانک در ارتباط بوده است. جعفری ادامه میدهد: «ما الآن مسألهمان فقط فیشها نیست، بلکه یک مسأله سیاسی بر سر استحاله نظام است» . ببینید بحران درونی چقدر پیش رفته که فرمانده سپاه دست به دستگیری یک مدیر دولتی میزند و بعد هم میگوید که دنبالة قضیه، وصل به برادر رئیسجمهور دستگاه است که او را گرفتهایم و دنبال میکنیم، چون وظیفه سپاه است. طوری شده است که تقریباً به سمت کودتا و بیثباتی دارد حرکت میکند. بنابراین این بحرانها ادامه دارند.
مورد دیگری که شاهدیم، این است که در شکستهایی که رژیم در ماجرای برجام خورده است، لاریجانی (رئیس مجلس) درباره آثار پیشبینی شده این زهر اتمی، گفت «ما چارهای نداریم که قضیه را از نو بازبینی کنیم. ما خواستهمان این است که دولت طرح بدهد تا کارخانه غنیسازی را راه بیندازیم» . یعنی دارد از بازبینی یک مسیر سیاسی صحبت میکند. لاریجانی کسی است که باند دلواپسان نظام میگوید اصلاً برجام را او درست کرده است.
بنابراین اختلافات و بحران در درون نظام ولایتفقیه، هنوز دارد ادامه پیدا میکند. بحران بر سر مسائل جدی و اساسی و پایهیی و بیثباتییی است که فرمانده کل سپاه صحبتش را میکند و یا اینکه ما راهی نداریم و لاریجانی میگوید گزینه مقابله را در رابطه با برجام ادامه میدهیم.
سوال: چطور بحرانهای درونی رژیم به خارج ربط پیدا میکند؟
محمدعلی توحیدی: دو وجه مشخص دارد. مثلاً در همین موضوعی که در رابطه با لاریجانی و برجام اشاره کردم، طرف حساب این ماجرا که فقط باند خامنهای و باند روحانی و رفسنجانی نیستند. سر این مذاکرات اتمی، به خارج رژیم مربوط است؛ یک جامعه بینالمللی، طرف حساب این موضوع است. باندهای رژیم نمیتوانند با وجود شعارهایی که میدهند، مسیری را بروند. اتفاقاً لاریجانی و بقیه خیلی هم مواظب هستند که دست از پا خطا نکنند. خوب میدانند در صورتی که بخواهند به قول خودشان واگشت بزنند، چه عواقب خطرناکی خواهد داشت. چون به جای دیگری مربوط است و نمیتواند بهراحتی با آن بازی کنند. پیامدها هم از همانجا میآید.
از طرف دیگر و مهمتر از آن، در این مقطع و در این شرایط، بحرانهای داخلی رژیم، به مقاومت و آلترناتیوی در بیرون این رژیم ربط دارد. اصلاً بهلحاظ تئوریک، رژیمی که در خارج خودش آلترناتیو سیاسی و فعالی نداشته باشد، هر قدر هم در درون خودش بحران داشته باشد، به سرنگونی بالغ نمیشود. خطر وقتی هست که در بیرون دستگاه، یک آلترناتیو و یک جنبش سیاسی مخالف، با شعار «سرنگونی و مرگ بر اصل ولایتفقیه» وجود دارد.
چرا خامنهای در آستانه گردهمایی مقاومت، به لیبرتی موشک میزند؟ دارد آدرس همین را میدهد. چرا این همه جنایت مرتکب میشود، این همه قانونشکنی میکند و اصرار دارد که مثلاً لیبرتی یا اشرف را با قتلعام و با موشک، هدف قرار بدهد؟ خودش که خیلی جاها میگوید 90 درصد اینها در سال 60 از بین رفتند. این، همان آدرس سیاسی، پرچم سیاسی و عامل و فاکتور سیاسی است که میتواند تضادها را تا بیثباتی کامل این دستگاه و فروریختن کیان آن پیش ببرد. اینها هم اثرگذاریِ وجود این آلترناتیو است. این آلترناتیو در این گردهمایی، در این حضور سیاسی و در این مشی سیاسی، حضور خود را دارد. رژیم که نمیتواند این را نادیده بگیرد. بنابراین به پایهها و بنیادهای خارج از دستگاه ربط دارد. مگر اینکه بتواند اینها را نابود کند ـ که آن هم عملی نیست و نتوانسته است.
در نتیجه، این بحرانها با بیرون رژیم اینطوری ربط پیدا میکند و تداوم دارد و در درون رژیم هم مرتب تشدید میشود. باندهای رژیم میتوانند درون خودشان را یکجوری جمعوجور بکنند، ولی موضوع به خارج از نظام ربط دارد و از آنجا دینامیزم آن را تقویت میکند و در صحنه سیاسی ـ بهطور مشخص ـ دیگر کنترلش صرفاً دست آنها نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر