جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه

توصیه «اعتدال» مدارانه، برای پرهیز از «عوارض خاص» و «حفظ اساس»!

لينك به منبع:
رفسنجانی - خامنه‌ای -روحانی-آرشیو

رفسنجانی - خامنه‌ای -روحانی-آرشیو


اگر چه این روزها در کوران بالا گرفتن پیامدهای بحرانهای درونی و بیرونی نظام، تخاصمات باندی هم تا مرز «خائن» خواندن باند رقیب بالا گرفته است، اما همین باندهای حاکم از اندرزها و توصیه‌های «برادرانه» به یکدیگر دریغ نمی‌کنند، توصیه‌ها هم «واقعی» و هم «دلسوزانه» است. مثلاً ارگان باقیمانده از حزب چماق به دستان جمهوری اسلامی، در کوران سگ دعواهای باندی بر سر کرسی قدرت، یک دفعه قولنج «اخلاق سیاسی» اش عود کرده و به «تمام کسانی که در این کشور متصدی امور هستند» توصیه می‌کند: «باید برادری خودشان را حفظ کنند». (روزنامه جمهوری اسلامی-7آذر)، ارگان سابق حزب منحله چماق به دستان نظام، بیشتر نگران «حفظ برادری» ارگانهای سرکوبگر نظام یعنی «ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلحه» است. این روزنامه برای پرهیز از «تشویش افکار عمومی» دلبستگان نظام، یعنی بسیجیان باقی مانده در صحنه، «هواهای نفسانی» را عامل برهم خوردن «برادری» نیروهای متخاصم رژیم معرفی می‌کند و با یادآوری هشدارهای خمینی می‌نویسد «ما مخذول دنیا و آخرت خواهیم بود، یعنی آتش که گرفت، تر و خشک همه با هم می‌سوزند. این خذلان به سراغ همه می‌آید و اساس را در معرض خطر قرار می‌دهد». سپس ضمن ابراز نگرانی از «نشنیدن یا نشنیده گرفتن» یاسین‌هایی که خمینی به گوش سران نظام خوانده بود، هشدار می‌دهد: «کشاندن این اختلافات به سطح جامعه و رسانه، برای هیچ کس قابل‌قبول نیست. این وضعیت اگر به بالاترین سطح مسئولیت یعنی سران قوای سه‌گانه کشیده شود، غیرقابل قبول‌تر و خطرناک‌تر است»، و به این ترتیب دم خروس از زیر عبایش بیرون زده و معلوم می‌شود، دعوا «هواهای نفسانی» نیست. چیز دیگری است. که فتیله‌اش در «سطح جامعه» روشن می‌شود و «تر و خشک را با هم می‌سوزاند و اساس را در معرض خطر قرار می‌دهد».

این خطر به گفته یک روزنامه حکومتی دیگر (اعتماد-7آذر)، وقتی جدی‌تر می‌شود که توجه کنیم دوران سرکوب به شکل قبلی به سرآمده است. سرکوبگریهایی که قبلاً «در ابعاد همان محل وقوع منعکس می‌شد»، مثل سیلی زدن به یک زن دستفروش، اکنون با وجود «تلفن همراه و اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ابعاد و انتشار ملی و حتی جهانی پیدا کند». و در وحشت از همین انعکاس است که در فومن «مسوولان شهر به سرعت واکنش نشان دادند و امام جمعه نیز برای دلجویی به منزل آن خانم رفتند». این روزنامه «اعتدالی» از باند رفسنجانی به «مدیران شهری»! یادآوری می‌کند «دیگر دستشان باز نیست که هرکاری را که خواستند انجام دهند». علت را هم پیشاپیش در سرعت انتشار اخبار و همه گیر شدن آن معرفی کرده است، و کاملاً حواسش جمع است که مبادا دامنه علت «دست باز» نداشتن «مسولان شهری» را در تراکم نفرت اجتماعی و خشم مردم از نظام ذکر کند. اما چون خودش درست از ترس همین واقعیت دارد به زبان معکوس هشدار می‌دهد که اگر هم سرکوب می‌کنید مواظب باشید در صحنه موبایل و... نباشد، نمی‌تواند آثار این پتانسیل بزرگ انفجاری را یادآوری نکند و لاعلاج این‌طور اذعان می‌کند: «فراموش نکنیم که کل ماجرای آنچه به بهار عربی مشهور شد از یک برخورد عادی با یک دستفروش تونسی آغاز شد. در حقیقت هنگامی که در لایه‌های زیرین جامعه مسائل مهمی وجود دارد که فرصت بروز پیدا نمی‌کند، هر اتفاقی از این نوع می‌تواند عوارض خاص خود را داشته باشد».

اینکه آیا به‌رغم تمام روضه‌های «حفظ برادری» برای پرهیز از «عوارض خاص» و به‌منظور «حفظ اساس»، اذعان می‌کنند که دیگر نمی‌توانند به روشهای گذشته ادامه بدهند، خود حاکی از یک گام عقب‌نشینی در مقابل مردم و مقاومت سازمانیافته مردم ایران است. و در وحشت از همین واقعیتی که اسمش را نمی‌آورند است که ناشیانه جای نظام و مردم را عوض کرده و می‌گویند: «نمی‌توان سیاستهای گذشته را ادامه داد. انتشار تصاویری از هر اقدام مشابهی زیانهای فراوانی برای اعتماد و انسجام اجتماعی دارد و روح و روان جامعه و مردم را خط‌خطی می‌کند»، در حالی که با شامه «حفظ بقا» ی خود به درستی بو کشیده‌اند آنچه که «خط خطی» شده، «اساس» نظام ولایت است و باید منتظر توصیه‌ها برای گامهای بعدی عقب نشینی‌های اجباری به‌منظور «حفظ اساس» باشیم. البته عقب نشینی‌هایی که سرانجامش معلوم است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر