جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه

«خطری» که نظام در برابر آن «مجهز نیست»!

لينك به منبع:
بیکاری جوانان

بیکاری جوانان


«شرمندگی من از بیکاری جوان کمتر از خود آنها نیست!» ؛ این اشک تمساح خامنه‌ای، ولی‌فقیه رژیم است که در 16خرداد امسال، در رابطه با بحران بیکاری جوانها به نمایش گذاشت. بعد هم این‌طور وانمود کرد که دنبال حل معضل بیکاری جوانهاست. حالا بعد از 6ماه نتیجه این به‌اصطلاح اقدامات خامنه‌ای چه شد؟ پاسخ روا می‌شود از حرفهای رسانه‌ها و کارگزاران خود خامنه‌ای شنید. برای نمونه، سایت حکومتی صابرنیوز، 6آذر نوشت: «بعد از [این حرفهای خامنه‌ای] ، خیلی‌ها امید داشتند... اقدام‌های عملیاتی در خصوص رفع معضل [بیکاری جوانان] در جامعه اجرا شود؛ اما متأسفانه به جز مصاحبه و وعده و وعید، شاهد اتفاق مثبتی نبودیم!»

در نمایش جمعه این هفته هم، کارگزاران خامنه‌ای که عنوان امام جمعه را یدک می‌کشند، نسبت به بحران بیکاری جوانها و پیامدهای آن برای نظام آخوندی، هشدار دادند. برای نمونه آخوند تقی روحانی گفت: «بیکاری به اوج خود رسیده، ولی صدایی شنیده نمی‌شود».

آخوند احمد عبدالله‌زاده هم، در حالی‌که می‌خواست در جنگ باندی، تقصیر بیکاری را فقط گردن باند رقیب بیندازد، با اشاره به سگ‌دعوای باندی بر سر لغو سخنرانی مطهری، گفت: «چرا برای شما یک سخنرانی تا این اندازه مهم است ولی اشتغال جوانان مهم نیست».

آخوند جعفر رحیمی هم در حالی‌که با تقلید از خامنه‌ای، تلاش می‌کرد با واژه «شرمساری» خودش را دلسوز بحران بیکاری جوانها نشون بدهد، گفت: «امروزه تعطیلی کارخانه‌ها و بیکاری جوانان موجب شرمساری است».

آری، پدیده شوم بیکاری، که نرخ آن در نظام ولایت، رو به رشد است، زندگی و آینده میلیونها جوان کارا و پر استعداد ایرانی را در هم پیچیده؛ اما از طرف دیگر، کابوس وحشتی را هم همراه دائمی سردمداران و کارگزاران رژیم کرده است. برای نمونه داوود محمدی عضو مجلس ارتجاع، 6آذر گفت: «بیکاری و عدم اشتغال جوانان از بزرگ‌ترین آسیب‌های اجتماعی کشور است... نخستین مشکل این است که ما متناسب با [این] خطر مجهز نشدیم و تدارک لازم را ندیدیم!».

«آسیبهای اجتماعی» هم اسم مستعار نفرت انفجاری جامعه از نظام است؛ همان چیزی که این کارگزار رژیم، با وحشت از آن به‌عنوان یک «خطر» نام می‌برد و اعتراف می‌کند که رژیم در برابر آن، «مجهز» نیست و توان «تدارک لازم» رو ندارد.

واقعیت این است که اختاپوس بیکاری جوانها در ایرانِ آخوندزده، تا آنجا بالا گرفته که خود مهره‌ها و رسانه‌های رژیم هم، مجبور می‌شوند به گوشه‌یی از آن، این‌طور اعتراف کنند. اما آنها به چیزی که اعتراف نمی‌کنند و نمی‌توانند بکنند، راه‌حل ریشه‌یی و واقعی بحران دردناک بیکاری جوانهای ایرانی است. اگر هم حرفی می‌زنند و به‌اجبار اعترافی می‌کنند، از یکطرف در دعوای باندی دنبال کسب هژمونی هستند و از طرف دیگر از خیزش جوانان می‌هراسند، چیزی که با عبارت بیکاری یک چالش جدی امنیتی از آن نام می‌برند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر