لينك به منبع:


اعتراض هموطنان زنجانی علیه اهانت های رژیم
طی
چند روز گذشته، مردم و بهویژه جوانان آذربایجان در خشم از توهین
کارگزاران نظام در رسانه هایشان، به خیابانها آمدند و لرزه بر اندام نظام
ولایتفقیه انداختند . این تظاهرات روز گذشته یعنی 7مرداد در چندین شهر
آذربایجان از نو گر گرفت و گسترش پیدا کرد. تبریز، اردبیل، مراغه، زنجان،
خوی و اهر از جمله این شهرها بودند. مزدوران نیروی انتظامی در وحشت از
گسترش تظاهرات با چماق و باتون تلاش کردند آنها را متوقف کنند، اما این
چیزها حریف خشم فزاینده جوانان در این تظاهرات نبود. کارگزاران نظام به
ناچار نیروها و خودروهای ضدشورش را در شهرها مستقر کردند، بلکه بتوانند این
خشم خروشان را کنترل کنند که باز هم نتیجهیی نداشت. مزدوران سرکوبگر در
ادامه اقدامات وحشیانهشان این بار گاز اشکآور را هم اضافه کردند، باز هم
جوانان مقابله کردند، مزدوران مستأصل، به ناچار و برای جلوگیری از گسترش
اعتراضات اقدام به شلیک گلوله پلاستیکی کردند. آنها تعدادی از جوانان را
دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. اما همچنان جوانان با سر دادن
شعار و هو کردن به مقابله با نیروهای سرکوبگر رژیم برخاستند.
حالا سؤال این است اینگونه تظاهرات که هر مدت یکبار شاهدش هستیم آیا فقط بهخاطر توهینی است که در یک روزنامه درج شده. توهین به هموطنان البته شایان اعتراض است، اما واقعیت این است که برای جوانان هر کدام از این موارد فرصتی است برای اعتراض خشم فروخفته. خشم متراکمی که منتظر منفذی برای فوران است. یک پتانسیل انفجاری عظیم که در اینگونه فرصتها گوشهیی از آن ظاهر میشود و البته در روزی که باید به بزرگترین انفجار قابل تصور اجتماعی تبدیل خواهد شد.
وقتی میگوییم خشم متراکم و پتانسیل انفجاری منظورمان این است که جوانها ناراضیند، جوانها از نظام ولایت و دزدی و چپاولشان به خشم آمدند، جوانها بهدنبال تغییرند، آنها میخواهند به هر نحوی که شده این خشم و این نیاز به تغییر را بارز کنند. اینجاست که با کوچکترین موضوعی که پیدا میکنند به خیابانها میریزند و خشمشان را فریاد میکنند. در چنین مواقعی جوانها برای ابراز خشم خود حاضرند قیمت بدهند، زخم گلوله پلاستیکی و اشک ناشی از گاز اشکآور را هم به خودشان هموار میکنند. ضرب و شتم و دستگیری را هم میپذیرند. در ترس از فوران این خشم بود که آخوندها در یک اقدام رذیلانه و برای ترساندن جوانها، 6 زندانی را در ارومیه بهطور جمعی اعدام کردند. اما آیا نظام ولایتفقیه میتواند این خشم را مهار و کنترل کند و آیا از فوران نهایی این خشم گریزی دارد؟ پاسخ مشخص است، هر چه جلوتر میرویم این خشم متراکمتر میشود و روز فوران نهایی آن هم نزدیک تر.
حالا سؤال این است اینگونه تظاهرات که هر مدت یکبار شاهدش هستیم آیا فقط بهخاطر توهینی است که در یک روزنامه درج شده. توهین به هموطنان البته شایان اعتراض است، اما واقعیت این است که برای جوانان هر کدام از این موارد فرصتی است برای اعتراض خشم فروخفته. خشم متراکمی که منتظر منفذی برای فوران است. یک پتانسیل انفجاری عظیم که در اینگونه فرصتها گوشهیی از آن ظاهر میشود و البته در روزی که باید به بزرگترین انفجار قابل تصور اجتماعی تبدیل خواهد شد.
وقتی میگوییم خشم متراکم و پتانسیل انفجاری منظورمان این است که جوانها ناراضیند، جوانها از نظام ولایت و دزدی و چپاولشان به خشم آمدند، جوانها بهدنبال تغییرند، آنها میخواهند به هر نحوی که شده این خشم و این نیاز به تغییر را بارز کنند. اینجاست که با کوچکترین موضوعی که پیدا میکنند به خیابانها میریزند و خشمشان را فریاد میکنند. در چنین مواقعی جوانها برای ابراز خشم خود حاضرند قیمت بدهند، زخم گلوله پلاستیکی و اشک ناشی از گاز اشکآور را هم به خودشان هموار میکنند. ضرب و شتم و دستگیری را هم میپذیرند. در ترس از فوران این خشم بود که آخوندها در یک اقدام رذیلانه و برای ترساندن جوانها، 6 زندانی را در ارومیه بهطور جمعی اعدام کردند. اما آیا نظام ولایتفقیه میتواند این خشم را مهار و کنترل کند و آیا از فوران نهایی این خشم گریزی دارد؟ پاسخ مشخص است، هر چه جلوتر میرویم این خشم متراکمتر میشود و روز فوران نهایی آن هم نزدیک تر.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر