لينك به منبع:
- 1397/01/16
گزیده روزنامه های حکومتی
در
روزنامههای حکومتی روز ۱۶فروردین خبر اول روزنامههای هر دو باند به
دخالتهای رژیم در کشورهای منطقه اختصاص یافته است. روزنامههای باند
خامنهای اشک تمساح وی در مورد فلسطین را برجسته کرده اند و
روزنامههای باند روحانی اظهارات او در مورد سوریه را تیتر یک کردهاند.
فیلترینگ تلگرام و جنگهای باندی حول آن از جمله سایر عنوانهای مهم
روزنامههای امروزند:
آرمان: دلواپسان خواهان فیلترینگ
آرمان: اتفاقاً فیلترینگ ضدامنیت ملی است
آفتاب یزد: درباره هک پیامرسان بومی به روشی ساده از سوی یک هکر غيرحرفهیی؛ حالا فهمیدید چرا فعلاً به سروش اعتماد نداریم؟
ابتکار: بیاعتمادی به پیامرسانهای داخلی زیر ذرهبین بهارستان
ایران: فیلترینگ بازار بیکاری را گرم میکند – محدود سازی راه به جایی نمیبرد
شرق:جلسه ویژه کمیسیون امنیت ملی درباره تلگرام
شهروند:
مسأله بیاعتمادی؛ کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات رویارویی تلگرام و
سروش را ناشی از نگرانی ریشهدار کاربران ایرانی می دانند
حمایت از کالای ایرانی و تناقضگوییهای باندها در این مورد عنوانهای مهم دیگر روزنامههای پنجشنبه اند:
آفتاب یزد: سوزوکی سوار می شویم و از کالای ایرانی حمایت میکنیم
افکار: عبدالرضا هاشم زایی: خودرو که ویترین کالای ایرانی است وضعیت خوبی ندارد
جهان اقتصاد: فرشاد مومنی: بیثباتی نرخ ارز بزرگترین نیروی محرک خروج سرمایه
جوان: چطوری کالای ایرانی؟
رسالت: مکارم شیرازی: حمایت از کالای ایرانی، نیازمند عزم جدی است
عصر ایرانیان: چوب نظام بانکی لای چرخ حمایت از کالای ایرانی
سرنوشت برجام دغدغهٴ روزنامههای هر دو باند حاکم است. یک روزنامه باند روحانی توصیه به عقبنشینی کرده است:
کیهان: بلومبرگ: برجام علیه ایران است، ترامپ چرا باید آن را لغو کند؟!
آرمان:
فلاحتپیشه عضو کمیسیون امنیت مجلس: معتقدم که نباید وارد سیاست انتحاری
شویم که ما را در مقابل دنیا قرار دهد یعنی همان که آن مثلث شوم میخواهد.
پس شکل دهی یک راهبرد و مذاکرات جدی امنیتی با اتحادیه اروپایی برای اینکه بهانهزدایی شود
از اینکه ایران را تهدید اروپا نشان دهند. ایرانیها از سال 2001میلادی
که برنامه موشکی شهاب 4خود را بهحالت تعلیق درآوردند، نشان دادند که برای
امنیت جامعه جهانی و بهخصوص امنیت اروپا احترام قائل هستند. موضوع دوم،
همکاری گسترده در سطح دوجانبه با کشورهای مختلف دنیا بهویژه با کشورهای
همسایه و منطقه است.
بهرغم دود و دمهای روزنامههای باند روحانی در مورد نقش رژیم در اجلاس سه جانبه با روسیه و ترکیه در مورد سوریه، روزنامه ارگان دولت روحانی به شکست سیاستهای مداخلهجویانه رژیم در سوریه اذعان کرده است:
ایران:
اجلاس دوم سران ایران، ترکیه و روسیه در آنکارا پایان یافت، اما بحران
سوریه پایان نیافته و احتمال تبدیل آن به دامی بزرگتر از جغرافیای سوریه
وجود دارد. بحران سوریه نه تنها ظرفیتهای زیادی از
منطقه تخلیه نموده و حاشیه امن برای اسراییل ایجاد کرد، بلکه شرایط عادی
شدن روابط منطقه با تلآویو و نشانه گرفتن ایران را فراهم نموده است.
در روزنامههای باند علی خامنهای با حمله به سیاستهای ارزی دولت پیشاپیش شکست شعار خامنهای برای حمایت از کالای ایرانی به گردن باند روحانی انداخته شده است:
جوان:یک اقتصاددان میگوید، متأسفانه عدهيی
هستند که حتی امیدوارند نرخ ارز به 6هزار و 200تومان برسد و آن را برای
اقتصاد مفید میدانند و معتقدند برای صادرات خوب است. در حالی که چنین
نیست و افزایش نرخ ارز وضعیت اقتصاد کشور را بهم میریزد و برای اقتصاد ما
مخرب است
کیهان: دلار را باد میبرد بانک مرکزی را خواب!
کیهان:
لاهوتی عضو کمیسیون برنامه و بودجه با اشاره به فعالیت مداوم تریبونهای
مختلفی که بهدنبال عادیسازی افزایش قیمت ارز هستند، گفت: این قبیل
رسانهها از طریق انتشار مطالب تعدادی اقتصاددان نما معتقدند با افزایش
قیمت دلار قدرت تولیدکنندگان داخلی در برابر صادرکنندگان خارجی افزایش پیدا
میکند.
کیهان:
«دولت باید اعتراف کند در طول 5سال گذشته نتوانسته سرمایهگذار را به
تولید تشویق کند؛ بلکه بسیاری از تولیدکنندگان را که در برابر رکود مقاومت
میکردند، با زیانهای مالی مجبور به عقبنشینی از تولید کرده است».
یک
روزنامه باند روحانی با اشاره به وقایع خوزستان بر سرکوب و تبعیض در رژیم
آخوندی در مورد هموطنان عرب و سایر ملیتها اذعان کرده است:
اعتماد:...
میان اینطور که پیداست علت اصلی وقوع این نارضایتیها، فارغ از اتفاقی که
سهوی یا عمدی در یک برنامه تلویزیونی افتاده، ریشه در ناملایماتی دارد که
همواره در استان خوزستان و بعضی دیگر نقاط کشور نسبت به قوم عرب وجود داشته
است. ناملایماتی که در مباحثی همچون اشتغال، وضعیت معیشتی و توزیع
امکانات و بسیاری دیگر از مسائل نسبت به این مردم اعمال میشود...فراموش
نکنیم که این مسأله صرفاً محدود به همین مورد خاص نبوده، بلکه ریشه در
ناملایمات گذشته دارد و بارها شاهد بودیم اقوام مختلف اعم از عرب و غیرعرب
مورد بیمهری قرار گرفته... بروز چنین تبعاتی در پی این
برنامه تلویزیونی، تا حدود زیادی ناشی از ناملایمات گذشته از جمله تبعیض
در انتصابها، تبعیض در توزیع امکانات و فرصتها بوده و با توجه به اینکه
با مدیرانی که دست به چنین تبعیضهایی میزنند،
برخوردی صورت نمیگیرد، شاهد تکرار مکرر آن در ادوار مختلف هستیم. متأسفانه
شاهدیم با وجود تکرار این تبعیضها، نه برخوردی از سوی نهادی امنیتی صورت
میگیرد و نه حتی تذکری به این افراد داده میشود. نکته حائز اهمیت دیگر
این است که حتی مردم فارس و دیگر اقوام استان خوزستان نیز نسبت به این
تبعیض به اعراب استان، ناخرسند بوده و مکرر با ما همدلی کردند
روزنامه
ارگان ولیفقیه روحانی را به زیر سؤال برده و گوشهیی از چپاولهای دولت را
گوشزد کرده است و یک روزنامه باند حسن روحانی تلویحا بهسر رسیدن دوران
ولیفقیه را گوشزد کرده است:
شرق:... باید پذیرفته شود آنچه میتواند
به پایان خصومت منجر شود، پذیرش قانون و اصل جابهجایی قدرت و توجه به این
امر طبیعی است که مردم همواره به یک گروه اقبال ندارند و حتی بدون دلیل
خاصی ممکن است از چهرهها و تکراریبودن آنها خسته
شوند و سراغ رقیب بروند. مثال روشن این مقوله، کشورهای عربی هستند که مردم
آنها از رؤسای مادامالعمر خسته شده و خواهان پایان ریاست این افراد شدند و
بهار عربی به راه افتاد.
کیهان: رئیسجمهور محترم با اشاره به برخی مباحث پیرامون پیامرسان تلگرام گفته است:«که کام مردم را با اینگونه حرفها تلخ نکنید، در فضای بحران بیکاری تیشه به ریشه اشتغال نزنید»!
جمله منتشر شده از رئیسجمهور محترم چند پیام مهم دارد از جمله اینکه رئیسجمهور بهرغم همه ادعاها و آمارهای قبلی، اقرار دارد که در موضوع بیکاری بحران داریم.
نکته
دوم اینکه تلخ نشدن کام مردم برای ایشان بسیار مهم است و مراقب است تا
این اتفاق نیفتد. اکنون که چنین است و رئیسجمهور تا این اندازه به شیرینکامی مردم اهتمام دارند، خوب است بررسی کنیم چه چیزهایی در عالم واقع کام مردم را تلخ میکند و سهم شخص رئیسجمهور در این تلخکامیها چقدر است
در
روزهای تعطیل سال نو، دلار از مرز5هزار و 200تومان عبور کرد! هماکنون
یورو حدود 6هزار و 200تومان است و پوند حدود 7هزار و یکصد تومان! روزی که
آقای روحانی دولت را در دست گرفت، دلار حدود 3هزار و 300تومان بود. اکنون
آیا رشد حدود 60درصدی دلار و بیارزش شدن روزافزون پول ملی، کام مردم را
تلخ نکرده است!؟ اینکه یک مسافر ایرانی در سفر زیارتی به عراق با سرشکستگی
متوجه شود که فروشگاههای عراقی بهدلیل کاهش ساعتی ارزش پول ما، اسکناس
ایرانی را قبول نمیکنند، کام مردم را تلخ نمیکند!؟ آقای رئیسجمهور قبلاً
ریشه افزایش قیمت دلار در دولت دهم را بیسوادی، خودرأیی و عدم توجه به
نظر ات اقتصاددانان اعلام کرده بود. آیا اکنون هم علت را همانها
میدانند!؟... آقای رئیسجمهور نگران اشتغال در تلگرام هستند و دلشان شور
این «سرکار»رفتن مردم را میزند اما توضیح نمیدهند که با یک و نیم میلیارد
دلاری که از صندوق توسعه ملی برای ایجاد اشتغال روستایی برداشت شد چه
کردند!؟
این
مبلغ معادل 78هزار میلیارد ریال است و میتواند تحولی مهم در بخش اقتصاد
روستایی ایجاد کند. این مبلغ هنگفت در اختیار دولت بوده است، نه به تحریم
ربطی داشته و نه نیازی به سرمایهگذار خارجی داشتهایم و خلاصه نه هیچ چیز
دیگر! پول هست،مردم منتظر هم هستند،آدرس بدهید با این 78هزار میلیارد پول
در کدام روستاها چند شغل ایجاد شده است!؟... جناب رئیسجمهور حتماً از
واردات گسترده بنزین مطلع هستند.
در
آغاز دولت یازدهم، چه جنجالی علیه «بنزین پتروشیمی» به راه افتاد و منشأ
همه آلودگیها همان بنزین اعلام شد و با آن بهانه،دست دلالان برای واردات
بنزین بیکیفیت و معروف به «پاتیلی» به کشور باز شد که گویا هنوز هم ادامه
دارد! بعدها رئیسجمهور پالایشگاهی افتتاح کرد و اعلام نمود که نه تنها در
تولید بنزین خودکفا شدیم،که توان صادرات را هم داریم! اما اکنون 4و نیم
میلیارد لیتر بنزین به کشور وارد میکنیم! ماجرا چیست و چه دستی در کار
است؟ آیا این چیزها کام مردم را تلخ نمیکند!؟
خوب
است آقای رئیسجمهور همزمان با نگرانی برای تلگرام،توضیح بدهند که در دولت
ایشان چه کار مهمی برای بهرهمندی مردم از گاز ارزان و در حد رایگان به
جای بنزین وارداتی و آلاینده صورت گرفته است؟ آیا درست است که منافع
عدهيی، باعث کم مهری به جایگزینی سوخت گاز در کشور شده است!؟ این قضیه احیانا کام مردم را تلخ نمیکند؟!...آقای رئیسجمهور تصور میکند که مردم نجومیبگیران را میبینند، حرامخواران و
غارتگران را میبینند، میبینند که سخنگوی دولت آنها را ذخیره نظام
مینامد! اما شادکامند!؟ این تلخکامی مستقیماًً به قانونشکنی دولت
برمیگردد و با حاشیهسازی هم شیرینکامی حاصل نمیشود.
مردم به یاد دارند که دولت در سال 92 با پروژه دریاچه ارومیه چه کرد و چه قولها داد. از آن سال تاکنون چند
هزار میلیارد بودجه برای این پروژه مهم به تصویب رسیده است اما چندی قبل
اعلام شد که دریاچه در وضعیت بدتری قرار دارد و سطح آب آن 27سانتیمتر
عقبنشینی هم داشته است! خوب است مردم عزیز بدانند که تا سال 95برای احیای
دریاچه ارومیه، از محل صندوق توسعه ملی 943میلیارد تومان برداشت شده و در
همین مدت در بودجههای سنواتی(با تفاوتهایی در تخصیص) 2765میلیارد تومان به
تصویب رسید. جمع این ارقام 3هزار و 703میلیارد تومان شده است و به قول
ظریفی، اگر با این پول، آب معدنی خریده بودند، اکنون دریاچه ارومیه احیا
شده بود!
در روزنامههای باند روحانی به ترفندهای باند رقیب برای فیلترینگ تلگرام اشاره شده است:
آرمان: تلگرام نه تهدید ملی است و نه امنیتی
صادق
زیباکلام گفت: نزدیک به چهل سال است که برخی با هر دستگاه و وسیلهای که
قابلیت ارسال پیامی را داشته باشد که برخلاف خواسته جمهوری اسلامی باشد،
مخالفت میکنند. وی افزود: در یک مقطعی با رادیوها تحت عنوان رادیوهای
بیگانه مخالفت میکردند.
زیباکلام
گفت: این چیزهایی که درباره تلگرام مطرح میکنند خندهدار است. علاءالدین
بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی گفته بود که تلگرام منبع و منشأ جاسوسی است
و اضافه کرده بود که نخستوزیر انگلستان معتقد است که تلگرام منبع تروریسم
است. من توئیت کردم که آیا شما در موارد دیگر هم به حرف نخستوزیر
انگلستان رجوع میکنید؟
تمام این ضدونقیضها که
درباره فرستندههای فارسیزبان، ماهواره، ویدئو و حالا تلگرام گفته
میشود، همهاش بهخاطر یک نکته بنیادی است. تلگرام نه تهدید ملی، نه
امنیتی و نه محل پرورش و زاد و ولد تروریسم است.
جمهوری اسلامی: از مهمترین
مباحث اجتماعی سال 97 بحث فضای مجازی است. حتی اگر این بحث در ارتباط با
شعار سال یعنی حمایت از تولید داخلی هم باشد، بانیان این مباحث خیلی
بیسلیقگی کردهاند. زیرا بهعنوان مثال در این مقوله حمایت از شرکتهای کوچک خصوصی که با سرمایه اندک و انگیزههایی سالم و قدرت خلاقیت و ابتکار و زحمت فراوان، متأسفانه در آشفته بازاری که شرکتهای اقماری و عظیم وابسته به افراد و نهادهای آنچنانی و شناخته شده درست کردهاند، دست و پا میزنندو به
هیچ جایی هم نمیرسند و عاقبت کارشان ورشکستگی است، حمایت از این شرکتها
مهمتر است یا جنگ زرگری کنترل فضای مجازی را به راه انداختن؟ اتفاقاً این شرکتهای کوچک
که برای تبلیغات و بازاریابی تولیدات خود، قدرت دسترسی به صدا و سیما و
نشریات بزرگ را ندارند، در همین فضای مجازی و امثال تلگرام قادر بودهاند
تبلیغ کنند و به وضعیت خود سروسامانی بدهند، آیا تصادفی است که همین روزنه
را نیز عدهیی میخواهند مسدود نمایند؟ در این راه به انواع و اقسام دلایل و
توجیهات سطحی و باور نکردنی امنیتی و پولی و اخلاقی و... هم متوسل میشوند، که بیشتر وسیلهای برای مضحکه شدن است. چرا کسی از مزایا و محسنات این
واقعیت مسلم جهان امروز سخن نمیگوید؟ چرا باید پنج شبکه صدا و سیما بر
علیه آن بسیج شوند؟ چرا به مجری یک برنامه تلویزیونی تحمیل میکنند که در
بدرقه مهمانان معروف خود از آنها بخواهد پیامی در رابطه با آسیبهای فضای
مجازی بگویند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر