ظهور پیشتازان انقلابی و مسلمان مجاهد در ایران در مبارزه بر علیه
دیکتاتوری فاسد شاه، مقدم بر هر چیز برای پایان دادن به مناسبات ظالمانه
طبقاتی و استبداد حاکمدر آن دوران بود. آن پیشتازان قهرمان که عمدتا از
آگاهترین روشنفکران زمان بودند، تنها "به تفسیر جهان" اکتفاء نکرده، که با
قدم گذاشتن در میدان عمل انقلابی در صدد "تغییر آن" برآمدند. تغییری که
برنامه، استراتژی و قانونمندی های آن نه مبتنی بر بحث های محفلی آکادمیک
بلکه در جریان عمل و در مواجهه واقعی و عینی با تضادهای اجتماعی استخراج
گردیده بودند. اما برجسته ترین مشخصه زندگی آن قهرمانان پیشتاز، عشق عمیق
شان به توده های محروم و پا برهنه جامعه بود. آنها در حالیکه خود اکثرا از
موقعیت تحصیلی و اجتماعی ممتازی برخوردار بودند، با طرد همه ارزش های کاذب
بورژوازی رایج در دوران، با تحمل تمام شدائد مبارزه، به پیش تاختند و در
بیدادگاههای رژیم ضد خلقی شاه "بر سر جانشان چانه نزدند" و همچون شمعی
سوختند تا مشعلی برای رهایی توده های محروم جامعه باشند. قهرمانانی همچون
گل سرخ انقلاب مهدی رضایی که خروش بر می آورد: "من در اینجا به اتهام عشق
به خلق و پیکار در راه خلق محاکمه میشوم... بگذار رگ و پوست ما در راه
خلق فدا گردد". درخشش همین خصلت های والای انسانی انقلابیون مجاهد، از طرفی
آنها را در قلب توده های محروم جای می داد و از طرفی برج و باروی کسانی را
که در کنج عزلت و عافیت جویی بطور صوری از اسلام، عدالت و برابری دم می
زدند، در هم می ریخت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر