جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۵ مرداد ۱, جمعه

سخنرانی امیر ترکی فیصل در گردهمائی بزرگ مقاومت ایران در پاریس

لينك به منبع:

 
سخنرانی امیر ترکی فیصل در گردهمائی بزرگ مقاومت ایران در پاریس
درود خدا بر پیامبر اسلام و تمام صحابه‌های گرانقدر او السلام علیکم، ایرانیان عزیز، عالیجناب احمد غزالی متشکرم از شما به‌خاطر دعوت به این گردهمایی بزرگ. خانم‌ها و آقایان، چیزی برای شروع بهتر از حدیث نبوی شریف که صحابی جلیل ابوهریره نقل فرموده است، نمی‌یابم. ابوهریره گفت که نزد پیامبر (ص) نشسته بودند که ناگهان سورة جمعه بر ایشان نازل شد و وقتی این آیه را خواند «و دیگرانی هستند که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند»، یکی پرسید: ای پیامبر، اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر جوابی نداد تا این‌که دو، سه بار سئوال کرد. پیامبر گفت: بین ما سلمان فارسی است. پیامبر دستش را روی سلمان گذاشت و سپس، گفت: اگر ایمان در آسمان می‌بود، افرادی از اینها به آن دست می‌یافتند.
این حدیث مجموعه‌یی از حقایق سیاسی را از تاریخ و هویت ایران بیان می‌کند و می‌شود آن‌را گواهی بر میراث ایران و ذخیره‌های علمی و فرهنگی آن حساب کرد. اگر کسی به آسمان برسد، بدون شک آنها ایرانی‌ها هستند. ایرانی‌ها از اولین مردمانی بودند که به توحید ایمان آوردند. آنها به دین زرتشت گرویدند و این دین از اولین معتقدات دینی است که به توحید فراخوان داده و به تعلیمات زرتشت استناد کرده که هزاران سال پیش زندگی کرده است. بعد از آن ایرانی‌ها به اسلام گرویدند. سپس در نیمة قرون وسطی وقتی اروپا از عقب‌ماندگی و جهل در عهد تاریکی رنج می‌برد، خراسان بسیاری از علما، ریاضی‌دانان، فقها و شعرای مسلمین معروف را ارائه داد.
انقلاب مشروطة ایران که در سال ۱۹۰۵ میلادی اتفاق افتاد، به این خاطر بود که فساد خاندان حاکم قاجار را بر ملا کند که سردمداران آن در آن زمان سقوط کرده بودند. ایران خود را در آغاز قرن بیستم در دستان نیروهای جهانی آن زمان یافت. یا باید در معرض طرح توسعه‌طلبی شوروی قرار می‌گرفت و یا باید به استعمار انگلیس تن می‌داد. سپس زمان شاه ایران فرا رسید. رژیم شاه یک رژیم غیر دینی و قلدر بود. رژیمی مبتنی بر حذف دیگران. در سال ۱۹۷۱ میلادی، دولت ایران انرژی و پول‌های زیادی را صرف جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران کرد که توسط کوروش کبیر تأسیس شده بود. این جشن‌ها در منتهای اسراف برگزار شد و غذاهایی از پاریس آورده شد و در چادرهایی که برای جشن استفاده شده بود، جدیدترین تکنیک‌ها به‌کار گرفته شده بود. این رویداد توسط تلویزیون‌های بین‌المللی پخش شد. شاه در برابر کل جهان ثروت و نسبش را در معرض نمایش قرار داد. این مسئله بخشی از مردم ایران را برانگیخت تا این‌که جریان راست مذهبی آن‌را جشنواره شیطان نامید. رژیم غیر دینی شاه روحانیون شیعه و دیگران را در حاشیه نگه داشت. اعضای جریان دیگر به شیوه‌های ساواک شاه اعتراض کردند. آنها دیدند که یک شیوة سرکوب سیاسی را اعمال می‌کند. از این‌رو انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی صورت گرفت. این انقلاب، خمینی را از نفوذ و جاذبه یی برخوردار کرد و در همین حال به رهبر عالی انقلاب اسلامی تبدیل شد که یک تعبیر و تفسیر جدید و متفاوتی را از هویت ایرانی ارائه می‌داد. سازمان شما این افتخار را داشت که این انقلاب را رهبری کرد و سلام بر شهیدان شما.
خمینی شروع به گسترش این مفهوم دینی کرد که همان تعبیر و مفهوم ولایت فقیه بود. خمینی برای خود، از آنجا که رهبر عالی مذهبی بود، اختیارات مطلق حاکمیت در امور سیاسی و اقتصادی و نظامی در ایران قائل شد. با این‌که ولایت خمینی به‌لحاظ سیاسی از مرزهای ایران خارج نشد، اما سخنانش و رفتارش به مثابه پیامی بود که آرزو داشت کنترل کل جهان را به‌دست گیرد. در سال اول حاکمیت خمینی، به حمایت از گروه‌های تندرو بسنده نکرد، نه تنها در منطقة شرقی عربستان سعودی، بلکه نفرت خود را از کلیة نظام‌های اسلامی و مملکتی در حاکمیت ابراز کرد و آنها را غیر اسلامی دانست. خمینی خواستة امپریالیستی شاه و حاکمیت شیعی اسلاف خودش از علمای قم را تلفیق کرد و دولت خمینی به‌مثابه نوعی امپراتوری در ایران ظاهر شد که پیشر از آن مطلقاً کسی آن را ندیده بود و این یک رژیم منزوی و تجاوزگر بود که از تبادل فرهنگی پرهیز داشت با این دستاویز و ادعا که حق در حفظ حقوق خود و نخبگان انقلاب جدید نهفته است و این ادعا به‌صورت یک موضع تخاصمی و نه تفاهمی بروز کرد.
مسلمانان جهان ناگهان احساس نفرت کردند که خمینی از طرف آنها صحبت می‌کرد و آن‌را چشم پوشی عامدانه از جوانب دیگر زندگی و میراث اسلامی دانستند. خمینی تلاش کرد نقش رهبر عالی نه تنها در ایران بلکه برای کل امت اسلامی ایفا کند. مردم ایران خودشان اولین قربانی خمینی بودند؛ به‌رغم این‌که سیاست انزواطلبی و مداخله‌جویانه در پهنة سیاست خارجی داشت. مسئله تنها به فعالان سیاسی مخالف با افکار زورگویانه و استبدادی محدود نشد، بلکه حتی شامل حال ملیت‌ها هم شد، مثل کردها و عرب‌ها و آذری‌ها و ترکمن‌ها و بلوچ‌ها؛ و هم‌چنین گروه‌های مذهبی را هم شامل شد، مثل سنی‌ها و اسماعیلی‌ها و بهایی‌ها و مسیحی‌ها و یهودی‌ها، در مقابل گروه انتخاب‌شدة سیاسی معتقد به مذهب ولایت فقیه طبق تفسیر خمینی حاکم شدند. +
خانم‌ها و آقایان، خمینی می‌گوید: برای صدور انقلاب به جهان تلاش کردم؛ و ایدة عدم صدور را کنار گذاشتم. این سیاست خارجی تنها شامل ایران و شیعیان نشده، بلکه آن‌طور که خمینی می‌گوید، نقطة شروع انقلابی جهانی زیر پرچم امام مهدی است که خداوندا ظهورش را در زمان ما انجام بده.
اما وقتی به عواقب کارش بعد از ۳۰ سال نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که تفرقه را با از بین‌بردن پیوندهای اسلامی افزایش داده است. +
سیاست‌هایی که رژیم خمینی از سال ۱۹۷۹ تاکنون دنبال کرده است، از نظر قانون اساسی به اصل صدور انقلاب و نقض حاکمیت کشورهای دیگر با شعار حمایت از مستضعفان و ستمدیدگان مبتنی است.
و این وضعیت در طول سالیان در عراق و لبنان و سوریه و یمن و غیره. به‌همین صورت ادامه داشته است؛ و در کشورهای دیگر، رژیم خمینی از گروه‌های اسلامی سودانی و ارتش سرخ ژاپن و گروه‌های مذهب‌گرای مسلح وابسته به حزب‌الدعوه عراق و جبهة اسلامی آزادی بحرین و حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطین و گروه جهاد اسلامی در فلسطین و تشکیلات بین‌المللی القاعده و حزب‌الله در حجاز حمایت کرده است؛ و هدف از همة اینها گسترش ناآرامی است.
آقایان، ایرانیان می‌توانند به تاریخ و میراث خود افتخار کنند. اعراب برای فرهنگ ایران احترام و ارزش عظیمی قائلند و برای نقش تاریخی ایرانی‌ها که نمی توان آنها و نقش آنها را در دستاوردها و ابتکارات جامعة اسلامی در طول ۱۵۰۰ سال نادیده گرفت.
به‌طور مثال می‌بینیم -و امیدوارم اگر در نحوة تلفظ آنها اشتباه کردم مرا ببخشید- کلماتی مانند خونگر(خنجر)، مهرگان، بنفشه، پسته گلنار و بسیاری از آنها به زبان عربی وارد شده است، هم‌چنان‌که برخی کلمات عربی مانند امتحان، اشتیاق و انتحار و استعمار و استقراء به زبان فارسی منتقل شده است.
خمینی عمامة سیاه بر سر می‌کرد تا اینکه نشان دهد، به نسب عربی گذشته خودش افتخار می‌کند؛ و خامنه‌ای هم عمامه سیاه بر سر می‌کند و حتی حسن نصرالله هم آن‌را به سر می‌گذارد، اما این موضوع دخالت‌های سران (رژیم) ایران را در امور کشورهای عربی مجاز نمی‌کند. چون منجر به نتایج معکوس می‌شود. تظاهرکنندگان در اعتراضاتی که اخیراً عراق شاهد آن بود، در تمام شهرهای عراق، از بصره که دارای اکثریت شیعه است تا کرکوک، پلاکاردهایی حمل می‌کردند که روی آنها نوشته بود، خامنه‌ای اخراج، اخراج.
هم‌چنین تظاهرکنندگان در آبادان ایران شعار می‌دادند که از سوریه بیرون بیایید. عرب ها مجبور نبودند از سیاست‌هایی که در واشینگتن و لندن یا پاریس طراحی شده بود پیروی کنند. هم‌چنان‌که آنها کاملاً رد می‌کنند که در برابر سیاست‌هایی که در ایران امروز توسط سیاستمداران حیله گر ترسیم می‌شود سر خم کنند. جهان اسلام در کنفرانس اخیر سران در سازمان همکاری اسلامی در استانبول، رژیم خمینی و حزب‌الله را به‌خاطر دخالت‌هایشان در امور کشورهای عربی به‌ویژه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد محکوم کرد؛ و رنج و ذلت مردم ایران نباید در سایة این اعتقاد خامنه‌ای و روحانی که توانسته‌اند امور خود را با شیطان بزرگ حل و فصل کنند، ادامه پیدا کند. چون برای خامنه‌ای و روحانی بهتر است به‌فکر حل مشکلات خودشان با مردم ایران باشند.
ولی شما خانم‌ها و آقایان، شما، مبارزة مشروع شما علیه رژیم خمینی، به هدف خود خواهد رسید. به‌زودی و نه در آینده.
(شعار جمعیت: الشعب یرید اسقاط النظام)
و من هم خواهان سرنگونی رژیم هستم. قیام‌ها در سراسر ایران شعله‌ور شده و ما در جهان اسلام با جان و دل در کنار شما می‌ایستیم. شما را یاری می‌کنیم. ما در جهان اسلام با جان و دل در کنار شما قرار می‌گیریم، شما را یاری می‌کنیم و نزد خداوند عزوجل دعا می‌کنیم که گام‌های شما را استوار گرداند تا همة بخش‌های ملت ایران به حقوق خود برسند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر