لينك به منبع:


زندان گوهردشت-آرشیو
جمعی
از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در نامهیی به خانم عاصمه جهانگیر
گزارشگر ویژه حقوقبشر در امور ایران از وی خواستند به وضعیت زندانی سیاسی
مهدی فراحی شاندیز که مورد ضرب و شتم دژخیمان قرار گرفته و برای او
پروندهسازی کردهاند رسیدگی کند.
در این نامه که رو نوشت آن به عفو بینالملل و شورای حقوقبشر سازمان ملل ارسال شده آمده است: «با سلام و احترام
این شکوائیه را برای شما مینویسیم چون به واقع هیچ مرجعی برای تظلمخواهی در ایران وجود ندارد. محاکمه در دادگاه صالحه البته حق هر شهروندی است و مطابق ماده 11 اعلامیه جهانی حقوقبشر در دادگاه باید تمامی ضمانتهای لازم برای دفاع وجود داشته باشد٫ در حالی که همه ما زندانیان میدانیم که در دادگاههای این حکومت نه تنها هیچ امکانی برای دفاع و دادخواهی جود ندارد بلکه خود صحنه دادگاه محل ضرب و شتم و توهین و فحاشی (بهخصوص توسط قاضی!) به زندانیان است و چنانچه متهم اصرار به دفاع از خود داشته باشد، بعد انبوه ضرب و شتم و توهین به سلول انفرادی هم فرستاده میشود.
همین امروز آقای مهدی فراحی شاندیز که 50 روز هم از اتمام حکمش گذشته و میبایست در ماه سپتامبر یا اوایل اکتبر آزاد میشد با یک فقره پروندهسازی جدید (و البته بدون هیچ اطلاع قبلی) به دادگاه فراخوانده شد. با وجود اینکه ایشان صدور هر حکم غیابی را هم پذیرفته بود و تنها نمیخواست در دادگاه هم مورد ضرب و شتم و اهانت قرار بگیرد همین که از رفتن به دادگاه استنکاف کرد، امیریان جانشین زندان، یوسف مردی رئیس حفاظت و شجاعی رئیس بند مربوطه به بهانه اینکه این توهین به نظام است و مسئولان بالاتر ما را بیلیاقت قلمداد میکنند، با انبوه مسئولان و مأموران گارد زندان به داخل بند یورش آوردند و در مقابل چشم همه ما امضا کنندگان، آقای 'شاندیز' را در حالیکه توسط 'شجاعی' کتفش پیچانده شده بود و مأمور دیگر کمر و پای او را میکشیدند، کشان کشان و حتی با لباس زیر و پیژامه بهزعم خود به 'دادگاه' بردند. در اثر اعتراض زندانیان دیگر فردی به نام میرزایی که اخیراً از زندان اوین بهعنوان افسر جانشین به گوهردشت آورده شده، آقای شاندیز و معترضان را با فحاشی رکیک، جنسی و ناموسی به عدم مداخله مجبور میکرد که موجب اعتراض شدیدتر و شعارهای زندانیان شد... اینکه در مسیر بردن به 'دادگاه' چه بلایی بر سر ایشان (آقای شاندیز) آوردند اطلاعی نداریم ولی از طریق زندانیان دیگر مطلع شدیم که بلافاصله بعد از 'بیدادگاهی' چند دقیقهای و حتی خارج از زمان اداری، او را به سلول انفرادی فرستادند.
ما امضا کنندگان'زندانیان سیاسی – عقیدتی' از شما مصرانه تقاضای پیگیری داریم چون خود دادگاههای نمایشی و حضور در آنها برای زندانیان به قیمت شکنجه، ضرب و شتم و توهین و سلول انفرادی، تمام میشود و اغلب حاضر به شرکت در چنین دادگاههایی نمیشوند.
جهت اطلاع کسان دیگری را که زندانیان در این یورش شناختند، احمدی رئیس بند 3، گودرز رئیس قرنطینه، زلفعلی رئیس گارد زندان و باقری مأمور اعدامها بودند.
با تشکر و سپاس.
در این نامه که رو نوشت آن به عفو بینالملل و شورای حقوقبشر سازمان ملل ارسال شده آمده است: «با سلام و احترام
این شکوائیه را برای شما مینویسیم چون به واقع هیچ مرجعی برای تظلمخواهی در ایران وجود ندارد. محاکمه در دادگاه صالحه البته حق هر شهروندی است و مطابق ماده 11 اعلامیه جهانی حقوقبشر در دادگاه باید تمامی ضمانتهای لازم برای دفاع وجود داشته باشد٫ در حالی که همه ما زندانیان میدانیم که در دادگاههای این حکومت نه تنها هیچ امکانی برای دفاع و دادخواهی جود ندارد بلکه خود صحنه دادگاه محل ضرب و شتم و توهین و فحاشی (بهخصوص توسط قاضی!) به زندانیان است و چنانچه متهم اصرار به دفاع از خود داشته باشد، بعد انبوه ضرب و شتم و توهین به سلول انفرادی هم فرستاده میشود.
همین امروز آقای مهدی فراحی شاندیز که 50 روز هم از اتمام حکمش گذشته و میبایست در ماه سپتامبر یا اوایل اکتبر آزاد میشد با یک فقره پروندهسازی جدید (و البته بدون هیچ اطلاع قبلی) به دادگاه فراخوانده شد. با وجود اینکه ایشان صدور هر حکم غیابی را هم پذیرفته بود و تنها نمیخواست در دادگاه هم مورد ضرب و شتم و اهانت قرار بگیرد همین که از رفتن به دادگاه استنکاف کرد، امیریان جانشین زندان، یوسف مردی رئیس حفاظت و شجاعی رئیس بند مربوطه به بهانه اینکه این توهین به نظام است و مسئولان بالاتر ما را بیلیاقت قلمداد میکنند، با انبوه مسئولان و مأموران گارد زندان به داخل بند یورش آوردند و در مقابل چشم همه ما امضا کنندگان، آقای 'شاندیز' را در حالیکه توسط 'شجاعی' کتفش پیچانده شده بود و مأمور دیگر کمر و پای او را میکشیدند، کشان کشان و حتی با لباس زیر و پیژامه بهزعم خود به 'دادگاه' بردند. در اثر اعتراض زندانیان دیگر فردی به نام میرزایی که اخیراً از زندان اوین بهعنوان افسر جانشین به گوهردشت آورده شده، آقای شاندیز و معترضان را با فحاشی رکیک، جنسی و ناموسی به عدم مداخله مجبور میکرد که موجب اعتراض شدیدتر و شعارهای زندانیان شد... اینکه در مسیر بردن به 'دادگاه' چه بلایی بر سر ایشان (آقای شاندیز) آوردند اطلاعی نداریم ولی از طریق زندانیان دیگر مطلع شدیم که بلافاصله بعد از 'بیدادگاهی' چند دقیقهای و حتی خارج از زمان اداری، او را به سلول انفرادی فرستادند.
ما امضا کنندگان'زندانیان سیاسی – عقیدتی' از شما مصرانه تقاضای پیگیری داریم چون خود دادگاههای نمایشی و حضور در آنها برای زندانیان به قیمت شکنجه، ضرب و شتم و توهین و سلول انفرادی، تمام میشود و اغلب حاضر به شرکت در چنین دادگاههایی نمیشوند.
جهت اطلاع کسان دیگری را که زندانیان در این یورش شناختند، احمدی رئیس بند 3، گودرز رئیس قرنطینه، زلفعلی رئیس گارد زندان و باقری مأمور اعدامها بودند.
با تشکر و سپاس.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر