لينك به منبع:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
2-سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران. درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم _ هشتم دیماه 1393
3-سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران. درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم _ هشتم دیماه 1393
4-سایت پزشکان بدون مرز _ 5 دی 1386
5-روزنامه حکومتی ابتکار. مقاله عبرت «بم» _ 5دی 1395
6-هشدار نیوز _ 14سال پس از فاجعه بم... 5دی 1395.

زلزله بم
در دفترچه خاطرات یکی از دختران دانشجوی کشته شده در بم نوشته:
«امروز نزدیک ساعت ۴ صبح یه خواب خیلی بد دیدم... یک هیکل گنده و بزرگ با لباس زرد جلوی در بود که تو خواب هم مطمئن بودیم اون مرگه... شروع کردیم از ترس به جیغ زدن که یک دفعه من گفتم ول کنین بذارین همه مون بمیریم و راحت شیم و بهراحتی مرگ اومد و از ما گذشت و ما همه مردیم».
و راحت شدند.
از دروغ و دغل و فریبکاری و وعدههای پوچ و فقر و بیکاری راحت شدند.
13سال از ماتم و اندوه زلزله بم میگذرد و هیچکس نگفت چرا دختران و کودکان، با خیال و کابوس مرگ به خواب میرفتند؟ در این فاجعه چه کسانی باید پاسخگو باشند. چه اقداماتی باید انجام میشد و نشد؟ کمکهای مردمی کجا رفت؟ شاکی چه شد؟ مجرم کیست؟ آیا پرونده بسته شد؟
بیش از 75هزار انسان در آن فاجعه جان باختند و هنوز بعد از 13سال حتی در آمار قربانیان هم دروغ میگویند. عدد قربانیان را هر روز چند صد تن اضافه کردند و سرانجام آمار رسمی روی عدد ۲۶، ۲۷۱ فیکس شد. اما همان زمان عددهای 30 و 41 و بیش از 55هزار هم اهالی گفتند و هرگز جایی ثبت نشد. حتی رئیس شورای شهر عدد بیش از 50هزار قربانی را نوشت اما پاک کردند.
«طبق آمار رسمی این زمینلرزه 26271 قربانی، 30هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بیخانمان به جای گذاشت. این در حالی است که تعداد واقعی قربانیان به مراتب بیش از میزان اعلام شده بود. یازدهم دی ماه همان سال، دکتر اسماعیلی، رئیس شورای شهر بم گفته بود با توجه به اینکه در برخی مناطق بم 100 درصد منازل بر اثر زلزله تخریب شدهاند، به نظر من تعداد تلفات بیش از 50هزار نفر است.» (1)
چه درسی برای مردم و چه آزمون و عبرتی برای حاکمان داشت؟
آیا فاجعه قابل پیشبینی و پیشگری بود؟
دکتر مهدی زارع، دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله نیز درباره درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم به ایسنا گفت: درسهایی که از این زلزله نگرفتیم خودش چند کتاب میشود؛ اما بهطور کلی باید همه بپذیرند که حریم گسلهای فعال یک واقعیت است. این مسأله که شهرکسازی و زندگی در نزدیکی گسلها منطقی و ایمن است و یا نه، هنوز بحث محافل تخصصی است. شاید این یکی از مهمترین درسهایی باشد که باید از زلزله بم میگرفتیم، ولی ظاهراً نگرفتهایم! پهنه گسله بم و منطقه پیرامونی آن بهویژه در سوی فرادیواره گسل بم، متحمل بیشترین تخریت در جریان زمینلرزه 1382 شد.
این دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با بیان اینکه زلزله بم زمینلرزهای بود که با چند پیش لرزه همراه بود، گفت: «پس از آن بود که فشار زیادی از سوی مردم بهصورت سؤال مطرح شد و آن این بود که چرا با وجود این پیش لرزهها امکان پیشبینی زلزله اصلی وجود نداشت...» (2)
مردم میگویند چرا بعد از چند پیش لرزه هیچکس به فکر خانههای گلی و کودکان بیپناه نبود؟ چرا با این همه نشانه و علامتی که وقوع زمینلرزه را گوشزد میکرد هیچکدام تکان نخوردند؟
اصلاً همین دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزله شناسی کجا بود؟ رئیس شورای شهر بم که آمار بیش از 50هزار قربانی را میدهد کجا بود؟ مدیرانی که با حقوقهای نجومی در کنار شومینه و خانههای گرم به فکر انباشت سرمایههاشان بودند چرا پاسخ نمیدهند؟ آیا بحران در بم تمام شد؟
«به گزارش ایسنا، امروز 11سال از زلزله بم گذشت، احتمالاً این روزها اگر یادمان باشد که در سحرگاه پنجم دی ماه سال 82 چه بر سر 200هزار نفر از هموطنانمان آمده نهایت همدردیمان یادآوری دردهایی باشد که یازده سال قبل بر بم نشینان رفت، اما بد نیست بدانیم بم هنوز در بحران است...» (3)
کیست که نداند این منطقه در مدار زلزله بود و هنوز و هر لحظه ممکن است زمینلرزهیی دوباره در همین منطقه واقع شود. درست 4سال پس از فاجعه _در همان شب_ دوباره زمینلرزهیی شهر را لرزاند.
«در سالروز زلزله بم این شهر تاریخی دوباره لرزید تا بم را فراموش نکنیم» (4)
چرا هنوز بعد از 14سال آمار دروغ است؟ بیش از 70هزار تن، قربانی بیکفایتی حاکمان فاسد شدند اما همین امروز هم آمار همان 26هزار منعکس میشود. چرا؟
«بامداد 5 دی ماه 13سال پیش قهر طبیعت دامن کویر را گرفت، زمین لرزید و 26271 قربانی، ۳۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بیخانمان بر جای گذاشت. گرچه رخ دادن زلزله در ایران اتفاق عجیبی نیست اما این آمار در حالی از زلزله 6/6 ریشتری بم به جای ماند که مورد مشابه آن در کالیفرنیای آمریکا تنها 2 کشته داشت». (5)
در همین عبارت کوتاه پاسخ را بهروشنی میبینیم. میگوید:
زلزلهای که در 22دسامبر با ۶.۶ریشتر در کالیفرنیای آمریکا بهوقوع پیوست 2نفر قربانی گرفت اما زلزله 25دسامبر در بم آن هم درست با همان شدت ۶.۶ ریشتر کالیفرنیا، دهها هزار قربانی!
زلزله در ایران اتفاق عجیبی نیست. یعنی نمیتوانیم بگوییم مطلقاً غافلگیر شدیم.
با این حساب اگر رژیم بپذیرد 70 یا 80هزار در این حادثه جان باختند، پیشاپیش قبول کرده که 35 یا 40هزار برابر ضعیفتر از ”شیطان بزرگ ”کار کرده پس تا آن جا که میتواند آمار قربانیان را کاهش میدهد تا بیکفایتیاش را _تا آن جا که میتواند_ تحت الشعاع «قهر طبیعت دامن کویر را گرفت» قرار دهد. این در حالی است که مسئولان و کارشناسانشان گفته بودند و روشن بود که این منطقه روی خط زلزله قرار دارد و بایستی آمادهسازیهای لازم را برای مقابله بهعمل میآوردند. البته نظام ولایت پیشتر هم نشان داده که اگر مصلحت نظام ایجاب کند دههزار دههزار شهروند و غیرنظامی نابود میکند و چیزی که مطلقاً برایش مطرح نیست و اهمیتی ندارد جان و هویت انسانهاست.
حال با نگاهی کوتاه و بسیار گذرا ببینیم مکانیزم این عمل طبیعی چیست و آیا واقعاً غافلگیر شدیم؟
علت اصلی زلزله، گرما و حرارت فوقالعاده داخل زمین است. گرما و حرارتی که به 6هزار درجه سانتیگراد میرسد. در نتیجه، چون حرارت دارد، حرکت دارد و حرارت مرکز زمین به لایههای بالا منتقل شده و آنها را به حرکت در میآورد و در هر نقطه که لایهها ضعیف و نازکتر باشند، شکستگیهایی پدید میآید که گسل خوانده میشود.
در سطح کره زمین در مسیر رشته کوههای آلپ هیمالیا _به علت جوانی کوهها_ لایهها بسیار سست و شکننده هستند. ایران هم روی همین کمربند قرار گرفته است. زلزله چیزی نیست جز شکستن یا پاره شدن زمین و تخلیه شدن انرژی از آن. انرژی حرارتی که برای مدتی طولانی در داخل کره زمین ذخیره شده ناگهان در ظرف چند ثانیه از راه یک گسست آزاد میشود و بیرون میزند. تمام گسلها فصلمشترک لایه گسسته شده با سطح زمین هستند. از برخورد این دو سطح خطی تشکیل میشود که ما به آن خط زلزله میگویند. خطی که روی زمین کشیده میشود. بم روی زمین گسلی به طول 65 کیلومتر داشته است. در یک منطقه زلزله خیز ما یک خط گسل داریم و در کنار آن رشتههایی از گسلهای فرعی که روی هم یک زون گسل میسازند.
این خلاصه و چکیده قسمتی از اطلاعات مرکز زلزله شناسی دانشگاه تهران است. یعنی بر هیچکس پوشیده نبود که بم روی زمین گسلی به طول 65کیلومتر قرار دارد و با کمترین تکان، زمینهای سست و خانههای گلی شهر فرو میریزد اما چون هیچ منافاتی با مصلحت نظام نداشت مسکوت ماند و قیمتش را بیش از 75هزار زن و مرد و پیر و جوان و کودک و نوجوان دادند.
در این میان مدیران و مسئولان و مزدوران ولایت نه تنها به احدی پاسخ نگفتند که از این سفره هر کدام سهمی برای خود برداشتند. در این جا هم قیمت را بازماندگان و داغداران فاجعه پرداختند و از مجموع کمکهایی که از 44کشور سرازیر شد درصد ناچیزی را دریافت کردند و بخش اصلی باز هم به جیب مدیران نجومی رفت. در نتیجه، شهری که قرار بود تا سال 84 ساخته شود و امدادهای غربی و غیبی ژاپن و آمریکا و آلمان و فرانسه و... هم نیرو و پول و تجهیزات وارد کردند هنوز به اتمام و سرانجام نرسیده است.
«طبق برنامهریزی مسئولان، بازسازی بم باید تا تابستان سال ۸۴ به پایان میرسید. اما ضعف مدیریت، ناهماهنگی میان نهادها، عدم استفاده بهینه از نیروهای متخصص خارجی، عدم آموزش صحیح امدادگران و سوءاستفاده در کنار عوامل متنوع دیگر باعث شده تا بازسازی شهر به کندی انجام گیرد و هنوز به پایان نرسد». (6)
اما زمینلرزهیی که همه خاک میهن رو تهدید میکنه و روزانه صدها و هزاران نفر قربانی از زمین پاک میهن میگره اختاپوسی به نام ولایته که 38سال زمین را و زمان را به مرگ تهدید میکند. اختاپوسی که البته در این ایام قدرت و قوتش تحلیل رفته و به همت همه بازماندگان در آستانه فروپاشی و انهدام کامل است.
آری! تنها راه درمان دردهای جوانان و میلیونها بیپناه و بیگناهانی که هنوز زخم اختاپوس و زلزله بزرگ میهن را در بدنهاشان حس میکنند نابودی همان هیولا و بلای خانمانسوز ولایت خودکامه فقیه است. ولایتی که نفسهایش به شمارش افتاده و دور نیست روزی که در دستان بازماندگان زلزله به زبالهدان تاریخ برسد.
«امروز نزدیک ساعت ۴ صبح یه خواب خیلی بد دیدم... یک هیکل گنده و بزرگ با لباس زرد جلوی در بود که تو خواب هم مطمئن بودیم اون مرگه... شروع کردیم از ترس به جیغ زدن که یک دفعه من گفتم ول کنین بذارین همه مون بمیریم و راحت شیم و بهراحتی مرگ اومد و از ما گذشت و ما همه مردیم».
و راحت شدند.
از دروغ و دغل و فریبکاری و وعدههای پوچ و فقر و بیکاری راحت شدند.
13سال از ماتم و اندوه زلزله بم میگذرد و هیچکس نگفت چرا دختران و کودکان، با خیال و کابوس مرگ به خواب میرفتند؟ در این فاجعه چه کسانی باید پاسخگو باشند. چه اقداماتی باید انجام میشد و نشد؟ کمکهای مردمی کجا رفت؟ شاکی چه شد؟ مجرم کیست؟ آیا پرونده بسته شد؟
بیش از 75هزار انسان در آن فاجعه جان باختند و هنوز بعد از 13سال حتی در آمار قربانیان هم دروغ میگویند. عدد قربانیان را هر روز چند صد تن اضافه کردند و سرانجام آمار رسمی روی عدد ۲۶، ۲۷۱ فیکس شد. اما همان زمان عددهای 30 و 41 و بیش از 55هزار هم اهالی گفتند و هرگز جایی ثبت نشد. حتی رئیس شورای شهر عدد بیش از 50هزار قربانی را نوشت اما پاک کردند.
«طبق آمار رسمی این زمینلرزه 26271 قربانی، 30هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بیخانمان به جای گذاشت. این در حالی است که تعداد واقعی قربانیان به مراتب بیش از میزان اعلام شده بود. یازدهم دی ماه همان سال، دکتر اسماعیلی، رئیس شورای شهر بم گفته بود با توجه به اینکه در برخی مناطق بم 100 درصد منازل بر اثر زلزله تخریب شدهاند، به نظر من تعداد تلفات بیش از 50هزار نفر است.» (1)
چه درسی برای مردم و چه آزمون و عبرتی برای حاکمان داشت؟
آیا فاجعه قابل پیشبینی و پیشگری بود؟
دکتر مهدی زارع، دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله نیز درباره درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم به ایسنا گفت: درسهایی که از این زلزله نگرفتیم خودش چند کتاب میشود؛ اما بهطور کلی باید همه بپذیرند که حریم گسلهای فعال یک واقعیت است. این مسأله که شهرکسازی و زندگی در نزدیکی گسلها منطقی و ایمن است و یا نه، هنوز بحث محافل تخصصی است. شاید این یکی از مهمترین درسهایی باشد که باید از زلزله بم میگرفتیم، ولی ظاهراً نگرفتهایم! پهنه گسله بم و منطقه پیرامونی آن بهویژه در سوی فرادیواره گسل بم، متحمل بیشترین تخریت در جریان زمینلرزه 1382 شد.
این دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با بیان اینکه زلزله بم زمینلرزهای بود که با چند پیش لرزه همراه بود، گفت: «پس از آن بود که فشار زیادی از سوی مردم بهصورت سؤال مطرح شد و آن این بود که چرا با وجود این پیش لرزهها امکان پیشبینی زلزله اصلی وجود نداشت...» (2)
مردم میگویند چرا بعد از چند پیش لرزه هیچکس به فکر خانههای گلی و کودکان بیپناه نبود؟ چرا با این همه نشانه و علامتی که وقوع زمینلرزه را گوشزد میکرد هیچکدام تکان نخوردند؟
اصلاً همین دانشیار پژوهشگاه بینالمللی زلزله شناسی کجا بود؟ رئیس شورای شهر بم که آمار بیش از 50هزار قربانی را میدهد کجا بود؟ مدیرانی که با حقوقهای نجومی در کنار شومینه و خانههای گرم به فکر انباشت سرمایههاشان بودند چرا پاسخ نمیدهند؟ آیا بحران در بم تمام شد؟
«به گزارش ایسنا، امروز 11سال از زلزله بم گذشت، احتمالاً این روزها اگر یادمان باشد که در سحرگاه پنجم دی ماه سال 82 چه بر سر 200هزار نفر از هموطنانمان آمده نهایت همدردیمان یادآوری دردهایی باشد که یازده سال قبل بر بم نشینان رفت، اما بد نیست بدانیم بم هنوز در بحران است...» (3)
کیست که نداند این منطقه در مدار زلزله بود و هنوز و هر لحظه ممکن است زمینلرزهیی دوباره در همین منطقه واقع شود. درست 4سال پس از فاجعه _در همان شب_ دوباره زمینلرزهیی شهر را لرزاند.
«در سالروز زلزله بم این شهر تاریخی دوباره لرزید تا بم را فراموش نکنیم» (4)
چرا هنوز بعد از 14سال آمار دروغ است؟ بیش از 70هزار تن، قربانی بیکفایتی حاکمان فاسد شدند اما همین امروز هم آمار همان 26هزار منعکس میشود. چرا؟
«بامداد 5 دی ماه 13سال پیش قهر طبیعت دامن کویر را گرفت، زمین لرزید و 26271 قربانی، ۳۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بیخانمان بر جای گذاشت. گرچه رخ دادن زلزله در ایران اتفاق عجیبی نیست اما این آمار در حالی از زلزله 6/6 ریشتری بم به جای ماند که مورد مشابه آن در کالیفرنیای آمریکا تنها 2 کشته داشت». (5)
در همین عبارت کوتاه پاسخ را بهروشنی میبینیم. میگوید:
زلزلهای که در 22دسامبر با ۶.۶ریشتر در کالیفرنیای آمریکا بهوقوع پیوست 2نفر قربانی گرفت اما زلزله 25دسامبر در بم آن هم درست با همان شدت ۶.۶ ریشتر کالیفرنیا، دهها هزار قربانی!
زلزله در ایران اتفاق عجیبی نیست. یعنی نمیتوانیم بگوییم مطلقاً غافلگیر شدیم.
با این حساب اگر رژیم بپذیرد 70 یا 80هزار در این حادثه جان باختند، پیشاپیش قبول کرده که 35 یا 40هزار برابر ضعیفتر از ”شیطان بزرگ ”کار کرده پس تا آن جا که میتواند آمار قربانیان را کاهش میدهد تا بیکفایتیاش را _تا آن جا که میتواند_ تحت الشعاع «قهر طبیعت دامن کویر را گرفت» قرار دهد. این در حالی است که مسئولان و کارشناسانشان گفته بودند و روشن بود که این منطقه روی خط زلزله قرار دارد و بایستی آمادهسازیهای لازم را برای مقابله بهعمل میآوردند. البته نظام ولایت پیشتر هم نشان داده که اگر مصلحت نظام ایجاب کند دههزار دههزار شهروند و غیرنظامی نابود میکند و چیزی که مطلقاً برایش مطرح نیست و اهمیتی ندارد جان و هویت انسانهاست.
حال با نگاهی کوتاه و بسیار گذرا ببینیم مکانیزم این عمل طبیعی چیست و آیا واقعاً غافلگیر شدیم؟
علت اصلی زلزله، گرما و حرارت فوقالعاده داخل زمین است. گرما و حرارتی که به 6هزار درجه سانتیگراد میرسد. در نتیجه، چون حرارت دارد، حرکت دارد و حرارت مرکز زمین به لایههای بالا منتقل شده و آنها را به حرکت در میآورد و در هر نقطه که لایهها ضعیف و نازکتر باشند، شکستگیهایی پدید میآید که گسل خوانده میشود.
در سطح کره زمین در مسیر رشته کوههای آلپ هیمالیا _به علت جوانی کوهها_ لایهها بسیار سست و شکننده هستند. ایران هم روی همین کمربند قرار گرفته است. زلزله چیزی نیست جز شکستن یا پاره شدن زمین و تخلیه شدن انرژی از آن. انرژی حرارتی که برای مدتی طولانی در داخل کره زمین ذخیره شده ناگهان در ظرف چند ثانیه از راه یک گسست آزاد میشود و بیرون میزند. تمام گسلها فصلمشترک لایه گسسته شده با سطح زمین هستند. از برخورد این دو سطح خطی تشکیل میشود که ما به آن خط زلزله میگویند. خطی که روی زمین کشیده میشود. بم روی زمین گسلی به طول 65 کیلومتر داشته است. در یک منطقه زلزله خیز ما یک خط گسل داریم و در کنار آن رشتههایی از گسلهای فرعی که روی هم یک زون گسل میسازند.
این خلاصه و چکیده قسمتی از اطلاعات مرکز زلزله شناسی دانشگاه تهران است. یعنی بر هیچکس پوشیده نبود که بم روی زمین گسلی به طول 65کیلومتر قرار دارد و با کمترین تکان، زمینهای سست و خانههای گلی شهر فرو میریزد اما چون هیچ منافاتی با مصلحت نظام نداشت مسکوت ماند و قیمتش را بیش از 75هزار زن و مرد و پیر و جوان و کودک و نوجوان دادند.
در این میان مدیران و مسئولان و مزدوران ولایت نه تنها به احدی پاسخ نگفتند که از این سفره هر کدام سهمی برای خود برداشتند. در این جا هم قیمت را بازماندگان و داغداران فاجعه پرداختند و از مجموع کمکهایی که از 44کشور سرازیر شد درصد ناچیزی را دریافت کردند و بخش اصلی باز هم به جیب مدیران نجومی رفت. در نتیجه، شهری که قرار بود تا سال 84 ساخته شود و امدادهای غربی و غیبی ژاپن و آمریکا و آلمان و فرانسه و... هم نیرو و پول و تجهیزات وارد کردند هنوز به اتمام و سرانجام نرسیده است.
«طبق برنامهریزی مسئولان، بازسازی بم باید تا تابستان سال ۸۴ به پایان میرسید. اما ضعف مدیریت، ناهماهنگی میان نهادها، عدم استفاده بهینه از نیروهای متخصص خارجی، عدم آموزش صحیح امدادگران و سوءاستفاده در کنار عوامل متنوع دیگر باعث شده تا بازسازی شهر به کندی انجام گیرد و هنوز به پایان نرسد». (6)
اما زمینلرزهیی که همه خاک میهن رو تهدید میکنه و روزانه صدها و هزاران نفر قربانی از زمین پاک میهن میگره اختاپوسی به نام ولایته که 38سال زمین را و زمان را به مرگ تهدید میکند. اختاپوسی که البته در این ایام قدرت و قوتش تحلیل رفته و به همت همه بازماندگان در آستانه فروپاشی و انهدام کامل است.
آری! تنها راه درمان دردهای جوانان و میلیونها بیپناه و بیگناهانی که هنوز زخم اختاپوس و زلزله بزرگ میهن را در بدنهاشان حس میکنند نابودی همان هیولا و بلای خانمانسوز ولایت خودکامه فقیه است. ولایتی که نفسهایش به شمارش افتاده و دور نیست روزی که در دستان بازماندگان زلزله به زبالهدان تاریخ برسد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
2-سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران. درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم _ هشتم دیماه 1393
3-سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران. درسهایی که از زلزله بم نگرفتیم _ هشتم دیماه 1393
4-سایت پزشکان بدون مرز _ 5 دی 1386
5-روزنامه حکومتی ابتکار. مقاله عبرت «بم» _ 5دی 1395
6-هشدار نیوز _ 14سال پس از فاجعه بم... 5دی 1395.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر