لينك به منبع:

حسین از یزد.

بازرسی خودروها در مسیر برای گرفتن رشوه و سرکیسه کردن مردم
من
یک کارگر هستم و بخاطر موقعیت شغلی که دارم مجبورم به شهرهای مختلف بروم
گاهی در شهری یک هفته گاهی یک یا دو ماه میمانم تا بتوانم لقمه نانی برای
بچههایم تهیه کنم.
دیروز که تا حوالی غروب کار کرده بودم، مجبور شدم شب مسیر سیصدکیلومتری رو طی کنم اما حدود صدوسی کیلومتری به پاسگاه راهزنهای انتظامی برخورد کردم.
زمانی که مأمور انتظامی پلاک ماشینم را خواند و فهمید من مسافرم و از استان دیگری میآیم بلافاصله کارت شناسایی و مدرک ماشین را از من گرفت و استعلام کرد. بعد از اینکه دید هیچ موردی نداشتم، پیادهام کرد و با لحن عصبی گفت کجا موادمخدر جاسازی کردی؟ گفتم مواد چی؟ من سیگار هم نمیکشم...
همراه من هفتصد و سی هزارتومان پول بود و موقع بازرسی برداشت و چون میدانستم قابل اعتماد نیستند سریع گفتم پول را پیش خودم بهشمار بعد هر کاری میخوای بکن. مأمور انتظامی که فهمید دستش را خواندم شروع به بیاحترامی و تهدید کرد و به سربازان گفت خوب ماشین را بگردید مواد جاسازی کرده...
یک ساعت بعد پانصد هزار تومن از پولمو برداشت و بقیه را داد و به سربازها گفت کاری به ماشین نداشته باشین موردی نداره. گفتم پولم رو چرا برداشتی من خودم را میکشم تا دههزار تومن درمیارم اونوقت تو پونصد هزار تومن میخوای برداری؟.
گفت یا پولو میدی یا تا صبح دینتو درمیارم، من گفتم این پول مال زن و بچهمه، نمیتونم بدم...
مأمور انتظامی دوباره گیر داد و زمانی که پولمو گرفتم، سه ساعت چهل و هشت دقیقه ماشینم را بازرسی کرد در این سه ساعت و چهل وهشت دقیقه من با یک تی شرت توی هوای سرد بیرون ماشین بودم.
این اتفاق شب شب دوشنبه افتاد بعد از اینکه از ماشین و من چیزی دستگیرش نشد گوشی من را دوباره گرفت و شروع به بازدید از تلگرام و شمارهها کرد وقتی اونجا هم چیزی گیر نیاورد بمن گفت امشب منو خراب کردی...
دیروز که تا حوالی غروب کار کرده بودم، مجبور شدم شب مسیر سیصدکیلومتری رو طی کنم اما حدود صدوسی کیلومتری به پاسگاه راهزنهای انتظامی برخورد کردم.
زمانی که مأمور انتظامی پلاک ماشینم را خواند و فهمید من مسافرم و از استان دیگری میآیم بلافاصله کارت شناسایی و مدرک ماشین را از من گرفت و استعلام کرد. بعد از اینکه دید هیچ موردی نداشتم، پیادهام کرد و با لحن عصبی گفت کجا موادمخدر جاسازی کردی؟ گفتم مواد چی؟ من سیگار هم نمیکشم...
همراه من هفتصد و سی هزارتومان پول بود و موقع بازرسی برداشت و چون میدانستم قابل اعتماد نیستند سریع گفتم پول را پیش خودم بهشمار بعد هر کاری میخوای بکن. مأمور انتظامی که فهمید دستش را خواندم شروع به بیاحترامی و تهدید کرد و به سربازان گفت خوب ماشین را بگردید مواد جاسازی کرده...
یک ساعت بعد پانصد هزار تومن از پولمو برداشت و بقیه را داد و به سربازها گفت کاری به ماشین نداشته باشین موردی نداره. گفتم پولم رو چرا برداشتی من خودم را میکشم تا دههزار تومن درمیارم اونوقت تو پونصد هزار تومن میخوای برداری؟.
گفت یا پولو میدی یا تا صبح دینتو درمیارم، من گفتم این پول مال زن و بچهمه، نمیتونم بدم...
مأمور انتظامی دوباره گیر داد و زمانی که پولمو گرفتم، سه ساعت چهل و هشت دقیقه ماشینم را بازرسی کرد در این سه ساعت و چهل وهشت دقیقه من با یک تی شرت توی هوای سرد بیرون ماشین بودم.
این اتفاق شب شب دوشنبه افتاد بعد از اینکه از ماشین و من چیزی دستگیرش نشد گوشی من را دوباره گرفت و شروع به بازدید از تلگرام و شمارهها کرد وقتی اونجا هم چیزی گیر نیاورد بمن گفت امشب منو خراب کردی...
حسین از یزد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر