لينك به منبع:


فساد گسترده و سازمانیافته در رژیم آخوندی
تشت
رسوایی رژیم با چنان سر و صدایی از بام بر زمین افتاده که دیگر انکار یا
کتمان آن فایده ندارد؛ بنابراین باید طور دیگری و با زبان و شیوه دیگری
درصدد رفع و رجوع آن و آب ریختن بر آتش خشم و کینه مردم غارت شده و به جان
آمده، اندیشید. گزارشی که در زیر میآید کافی است برای اینکه این واقعیت
را حس کرده و قضاوت کنید:
پاسدار زاکانی نماینده سابق مجلس ارتجاع که در دوره اخیر باخت و در تکیه زدن مجدد بر صندلی سبز آب و نان دار مجلس، ناکام شد؛ دکان و ادعای مبارزه با فساد دارد، او طی گفتگویی در چهارشنبه شب گذشته (3آذر) با شبکة5 تلویزیون آخوندی، حرفهایی درباره فساد گسترده و سازمانیافته در رژیم و ابعاد و شیوههای آن زد که اگر چه تکراری و لو رفته است، اما به زحمت شنیدنش میارزد.
در قسمتی از این برنامه ابتدا فیلم کوتاهی از فقر و فلاکت روستاهایی در نزدیکی تهران پخش شد و بعد گفتگو درباره فساد حکومتی شروع شد:
مجری: «بعد از ۳۷ سال چرا باید هنوز شاهد این صحنهها باشیم؟»
زاکانی: «حق اینها را یک عده میخورند. از کجا این شکاف این اندازه عمیق شد؟ مسئولان ما در ردههای مختلف نفهمیدند یا میفهمیدند و هیچ کاری نمیکردند؟ بعد از جنگ مدل اقتصادی که گرفته شد بسیاری از چیزهای ما را آسیب زد و اختلاف طبقاتی ایجاد کرد و گسل فقر و غنا را عمیق کرد. رهبری مکرراً تذکر دادند. سال ۶۸ در اولین جلسهیی که با دولت بود این را متذکر شدند. این مسیر غلط ادامه یافت و امروز شاهد مواردی هستیم که خیلی سخت است که آدم جان دهد و نباشد بهتر است تا ببیند عدهیی اینگونه در سختی و نهایت محرومیت بهسر میبرند و عده دیگر از سیری خفه میشوند. فساد اقتصادی...»
مجری: «چند مسئول میلیاردی داریم که وضع آنها خوب بوده و وارد انقلاب شدند و وضعشان خوبتر شده است؟ چند مسئول میلیاردی اینگونه داریم که درآمدهایشان از راه قابل تأمل بوده است؟»
زاکانی: «اینهایی که انباشت پول دارند هیچکدام از راه درست نبوده.»
مجری: «با قطعیت؟»
زاکانی: «با قطعیت میگویم.»
البته اینکه سردمداران این رژیم همه دزد و غارتگرند، واقعیت لو رفتهیی است که همه مردم ایران از آن خبر دارند، اما اینکه یکی از مهرههای رژیم، در تلویزیون رژیم آن را بیان کند و هیچ استثنا نگذارد، پدیده نوظهوری است که جای تأمل بسیار دارد. بگذارید بقیه حرفهای زاکانی را هم بخوانیم تا روشن شود که مقامات رژیم با چه شیوههایی چنین ثروتهای افسانهیی را به جیب میزنند؟ :
زاکانی: «وقتی شما مسئولان را میبینید ویژگی رانتِ مسئول بودن و رانتِ اطلاعات داشتن و رانتهای مختلف امکانی را فراهم کرده تا اینها به انباشت ثروت برسند. مگر کسی که نادر باشد که هر چه مرور میکنم آدمها را، میدانم که اینها از کجا گیر آوردهاند، متأسفانه در مجلس با پشت پرده این چیزها مواجه هستیم. بهخصوص که نایبرئیس کمیسیون اصل ۹۰ هم بودم. خیلی از این اطلاعات دردآور است. هزاران میلیاردی داریم... . نکتهیی که وجود دارد این است که فساد در کشور ما از یک حالت تکگیر عبور کرده و به وضعیتی رسیده که شبکههای فساد در کشور ایجاد شده است.»
مجری: «دکتر توکلی تأکید داشتند که فساد در کشور سیستمی شده است.»
زاکانی: «شبکههای فساد ایجاد شده است. الآن تلاش میکنند مقاومت در مقابل فساد را از بین ببرند در جامعه.»
حرف درباره فساد فراگیر در رژیم و اعترافهای زاکانی خیلی بیشتر از آن است که در این گزارش بگنجد، اما بگذارید سؤال کنیم که او چرا این حرفها را میزند و پته همه مقامها را روی آب میاندازد. تمام تلاش او این است که کلیت نظام و شخص ولیفقیه جنایتکار را در ببرد؛ البته مجری مربوطه هم خوب به نقشش وارد است؛ توجه کنید:
مجری: «کار به جایی میرسد که برای آسیبهای اجتماعی باید سه بار رهبر مملکت جلسه بگذارد!
زاکانی: «هم سه بار رهبر مملکت جلسه بگذارد و اشک در چشمانش جمع شود و بیانات صریح را بیان کند».
آری، در همه دیکتاتوریها وقتی فریاد مردم بلند میشود و وضع خطرناک میشود، تبلیغاتچیهای نظام سعی میکنند این را القا کنند که «آقا خودش خوب است، اطرافیانش بد هستند!» یا «اطرافیان نمیگذارند». اما خود همین زاکانی در حرفهایش در مورد اینکه چرا با این دزدان و فاسدان برخورد نمیشود، گفت چون آنها وابسته به قدرت هستند و کیست که نداند قدرت در این رژیم از ولیفقیه و از عمامه در میآید.
نکته دیگری که حیف است که اشاره نشود این است که وجه دیگری از این برنامه و گفتگوی تلویزیونی بهمنظور آن بود که خود همین پاسدار زاکانی را تافته جدا بافتهیی در میان این دزدان و جنایتکاران وانمود کنند؛ حالا چه نقشهیی دارند، باید منتظر ماند و دید.
پاسدار زاکانی نماینده سابق مجلس ارتجاع که در دوره اخیر باخت و در تکیه زدن مجدد بر صندلی سبز آب و نان دار مجلس، ناکام شد؛ دکان و ادعای مبارزه با فساد دارد، او طی گفتگویی در چهارشنبه شب گذشته (3آذر) با شبکة5 تلویزیون آخوندی، حرفهایی درباره فساد گسترده و سازمانیافته در رژیم و ابعاد و شیوههای آن زد که اگر چه تکراری و لو رفته است، اما به زحمت شنیدنش میارزد.
در قسمتی از این برنامه ابتدا فیلم کوتاهی از فقر و فلاکت روستاهایی در نزدیکی تهران پخش شد و بعد گفتگو درباره فساد حکومتی شروع شد:
مجری: «بعد از ۳۷ سال چرا باید هنوز شاهد این صحنهها باشیم؟»
زاکانی: «حق اینها را یک عده میخورند. از کجا این شکاف این اندازه عمیق شد؟ مسئولان ما در ردههای مختلف نفهمیدند یا میفهمیدند و هیچ کاری نمیکردند؟ بعد از جنگ مدل اقتصادی که گرفته شد بسیاری از چیزهای ما را آسیب زد و اختلاف طبقاتی ایجاد کرد و گسل فقر و غنا را عمیق کرد. رهبری مکرراً تذکر دادند. سال ۶۸ در اولین جلسهیی که با دولت بود این را متذکر شدند. این مسیر غلط ادامه یافت و امروز شاهد مواردی هستیم که خیلی سخت است که آدم جان دهد و نباشد بهتر است تا ببیند عدهیی اینگونه در سختی و نهایت محرومیت بهسر میبرند و عده دیگر از سیری خفه میشوند. فساد اقتصادی...»
مجری: «چند مسئول میلیاردی داریم که وضع آنها خوب بوده و وارد انقلاب شدند و وضعشان خوبتر شده است؟ چند مسئول میلیاردی اینگونه داریم که درآمدهایشان از راه قابل تأمل بوده است؟»
زاکانی: «اینهایی که انباشت پول دارند هیچکدام از راه درست نبوده.»
مجری: «با قطعیت؟»
زاکانی: «با قطعیت میگویم.»
البته اینکه سردمداران این رژیم همه دزد و غارتگرند، واقعیت لو رفتهیی است که همه مردم ایران از آن خبر دارند، اما اینکه یکی از مهرههای رژیم، در تلویزیون رژیم آن را بیان کند و هیچ استثنا نگذارد، پدیده نوظهوری است که جای تأمل بسیار دارد. بگذارید بقیه حرفهای زاکانی را هم بخوانیم تا روشن شود که مقامات رژیم با چه شیوههایی چنین ثروتهای افسانهیی را به جیب میزنند؟ :
زاکانی: «وقتی شما مسئولان را میبینید ویژگی رانتِ مسئول بودن و رانتِ اطلاعات داشتن و رانتهای مختلف امکانی را فراهم کرده تا اینها به انباشت ثروت برسند. مگر کسی که نادر باشد که هر چه مرور میکنم آدمها را، میدانم که اینها از کجا گیر آوردهاند، متأسفانه در مجلس با پشت پرده این چیزها مواجه هستیم. بهخصوص که نایبرئیس کمیسیون اصل ۹۰ هم بودم. خیلی از این اطلاعات دردآور است. هزاران میلیاردی داریم... . نکتهیی که وجود دارد این است که فساد در کشور ما از یک حالت تکگیر عبور کرده و به وضعیتی رسیده که شبکههای فساد در کشور ایجاد شده است.»
مجری: «دکتر توکلی تأکید داشتند که فساد در کشور سیستمی شده است.»
زاکانی: «شبکههای فساد ایجاد شده است. الآن تلاش میکنند مقاومت در مقابل فساد را از بین ببرند در جامعه.»
حرف درباره فساد فراگیر در رژیم و اعترافهای زاکانی خیلی بیشتر از آن است که در این گزارش بگنجد، اما بگذارید سؤال کنیم که او چرا این حرفها را میزند و پته همه مقامها را روی آب میاندازد. تمام تلاش او این است که کلیت نظام و شخص ولیفقیه جنایتکار را در ببرد؛ البته مجری مربوطه هم خوب به نقشش وارد است؛ توجه کنید:
مجری: «کار به جایی میرسد که برای آسیبهای اجتماعی باید سه بار رهبر مملکت جلسه بگذارد!
زاکانی: «هم سه بار رهبر مملکت جلسه بگذارد و اشک در چشمانش جمع شود و بیانات صریح را بیان کند».
آری، در همه دیکتاتوریها وقتی فریاد مردم بلند میشود و وضع خطرناک میشود، تبلیغاتچیهای نظام سعی میکنند این را القا کنند که «آقا خودش خوب است، اطرافیانش بد هستند!» یا «اطرافیان نمیگذارند». اما خود همین زاکانی در حرفهایش در مورد اینکه چرا با این دزدان و فاسدان برخورد نمیشود، گفت چون آنها وابسته به قدرت هستند و کیست که نداند قدرت در این رژیم از ولیفقیه و از عمامه در میآید.
نکته دیگری که حیف است که اشاره نشود این است که وجه دیگری از این برنامه و گفتگوی تلویزیونی بهمنظور آن بود که خود همین پاسدار زاکانی را تافته جدا بافتهیی در میان این دزدان و جنایتکاران وانمود کنند؛ حالا چه نقشهیی دارند، باید منتظر ماند و دید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر