جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۵ شهریور ۷, یکشنبه

ابعاد جدیدی از قساوت دژخیمان در قتل‌عامهای ۶۷ از زبان مهدی خزعلی

لينك به منبع:
قتل عام 30000 مجاهد در سال 67 بدستور خمینی جلاد

قتل عام 30000 مجاهد در سال 67 بدستور خمینی جلاد


انزجار فزاینده عمومی از جنایت بزرگ خمینی جلاد در قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ و فراخوانهای بین‌المللی برای محاکمه خامنه‌ای و دژخیمانی چون رئیسی و پور محمدی که در بالا ترین مقامات حکومتی هم‌چنان به جنایت و چپاول ادامه می‌دهند، بحران درونی رژیم و مخاصمات باندهای حکومتی را تشدید می‌کند و به‌رغم تلاش آنها برای لاپوشانی و تحریف حقایق و لجن پراکنی به مجاهدین یا در بردن خمینی و خامنه‌ای، باعث برملا شدن گوشه‌های دیگری از ابعاد قساوت و جنایات رژیم پلید ولایت فقیه می‌شود.
توجه شما را به بخشهایی از اظهارات مهدی خزعلی که در روزهای اخیر منتشرشده، جلب می‌کنیم:
بسیاری از افراد در آن سالها با یک اعلامیه در خوابگاه دانشجوی طب بود اعدام شده است همه اینها رو داریم اما با همین احکام شدیدالحن شما با همین دادگاه‌هایی که خیلی سریع و تند محاکمه می‌کردن اینها به حبس محکوم شده بودن و می‌بایستی آزاد می‌شدند این‌که ما بهانه‌ای بیاوریم اینها رو از سلولها بیاوریم بیرون و بدار بیاویزیم هیچ توجیه‌ای ندارد و مهمتر این‌که آیین دادرسی در اینها رعایت نشده است این‌که محاکمه عادلانه‌ای بشود حکمی ابلاغ بشود وکیلی داشته باشند فرجام‌خواهی بکنند دیوانی برود قضات دیوان این حکم رو تأیید کنند همه این مراحل که بایستی انجام شود و زمانهایی که آیین دادرسی تعیین کرده است اصلاً شدنی نیست، آقایونی که می‌گویند ما به حکم عمل کردیم برای حکم اعدام حداقل زمان رعایت همان ابلاغ (نامفهوم) تجدیدنظر خواهی همه اینها امکانش بود ظرف یک‌ماه به روایتی، روایت آقای منتظری قریب 4هزار نفر به روایت معاونت وزارت اطلاعات قریب 20هزار نفر در تهران و استانها یعنی 4هزار نفر مال تهران هست و به روایتی کسی مثل آقای ملکی قریب 33هزار نفر ظرف یک‌ماه و چندروز سی و چند روز بدار آویخته شدن اینها آیا جنازه هاشون تحویل شد آیا خانواده‌ها اطلاع پیدا کردن آیا قبری به خانواده‌ها تحویل دادید همه اینها حقوق شهروندی است که شما زیر پا گذاشتید... ... ... ...
مسئولان آنزمان می‌دانستند که با رفتن امام خطراتی تهدیداشان می‌کند, حالا آنها تعبیرشان این بود که نظام رو تهدید می‌کند اما شاید در دلشان تجربه‌ای از نظام باشد که ما مسئولان نظام مورد تهدید هستیم و می‌خواستند با اتوریته شخصیت کاریزماتیک امام دو کار بزرگ بکنند.
1-زدن قائم‌مقام رهبری که بالاخره اگر آقای منتظری می‌آمد روی کار طیف عوض می‌شد، طیف نجف آباد می‌آمد و خیلی از مسئولان شاید جایگاه و پایگاه، دیگر نداشتند، شاید آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی و سید احمد آقا و خیلی‌های دیگه جایگاه و پایگاهشون رو از دست می‌دادند و بیت می‌شد، بیت آقای منتظری و برادر سید مهدی هاشمی که اعدام شده بود و آنهم قصه دارد که چه چگونه اعدام شد.
به هر حال ممکن بود انتقام اعدام او رو هم اینها بایستی تحمل می‌کردند و از این نگرانی بایستی با اسم امام و با نام امام و اتوریته امام قائم‌مقام رهبری جابه‌جا می‌شد این یک.

2-بزرگترین و پرجمعیت‌ترین گروه حزب یا گروهک مقابل نظام سازمان مجاهدین خلق بود که اوایل انقلاب در همین خیابان انقلاب خودمان اینها 4ساعت رژه مسلحانه با یونیفورم داشتند یعنی یک تشکیلات شبه‌نظامی بزرگ با عنوان میلیشیا این رو فقط می‌شد با اتوریته امام از بین برد و اینکار انجام شد، در واقع اینها می‌خواستند تا امام هست ریشه رو بزنند، می‌گفتند هر کسی رو که آزاد کنی ممکنه است مرتد شود و ما گرفتار جمعیت زیادی بشویم اینها رو اعدام می‌کنیم و این اعدام باعث می‌شود که رعبی که در خانواده‌ها ایجاد می‌شود کسی دیگری ملحق نشود، به‌رغم همه این تمهیدات وقتی که به رحلت امام می‌رسیم یکی از نگرانیهای جدی این است که مجاهدین در تمام شهرها بریزند بیرون یا از مرزها سرازیر شوند و به نقاط آنموقع من ریاست‌جمهوری مشغول بودم و خیلی از بسیجیها و تیپهای حزب‌اللهی به همه اینها اسلحه توزیع شد من یادم آنموقع برونینگ آکبند وارد کرده بودن تو روغن بود فرمان دادند که خطر جدیه ممکنه مجاهدین از مرزها سرازیر بشن... ... ... ... ... ... ... ... ... .
قطعا بایستی این سه نفری که الآن یکی شون وزیر است، یکی شون رئیس آستان قدس است، و یکی شون ریاست دادگاه انتظامی قضات را داره، باید پاسخگو باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر