لينك به منبع:


وحشت رژیم از خشم جوانان
باندهای
نظام گرچه به شکل مداوم در جنگ با هم هستند، اما هدف واحدی دارند. این هدف
واحد، حفظ نظام پر جنایت ولایت به هرقیمت ممکن است. بهویژه بعد از
سرکشیدن جام زهر اتمی، که شتاب رژیم در سراشیب سرنگونی بسا بیشتر شده است.
یک نمونهاش دعوای میان دو آخوند دانه درشت نظام بر سر گذاشتن یا نگذاشتن کنسرت است. آخوند علمالهدی برگزاری هر گونه کنسرت را ضدارزشهای نظام و ممنوع میداند، البته روشن است که با خود ماهواره مشکلی ندارد بلکه هدفش بستن هر چه بیشتر فضای جامعه و بالا بردن فضا و جو سرکوب و اختناق است، تا به گمان خودش، جوانها فضایی برای ابراز خشم پیدا نکنند. اما برخی دیگر از آخوندها، میگویند این شیوه سرکوب جواب ندارد و برعکس، باعث هر چه متراکم شدن خشم جوانها و انفجاری بزرگتر خواهد شد. برای نمونه، روز 26مرداد رسانههای حکومتی حرفهای آخوند فاضل میبدی را بازتاب دادند که در مقابل آخوند علمالهدی گفته: «با این اقدامات جوانان را از دین فراری میدهند... جوانان حق دارند از کنسرت و برنامههای فرهنگی استفاده کنند» .
آخوند فاضل میبدی، بعد هم لگدی دیگر به نماینده خامنهای در مشهد میزند و میگوید: «رفتار امام جمعه مشهد، خلاف مردمسالاری است» . طبعاً کسی که از وضعیت رژیم آخوندی شناخت کافی نداشته باشد، فکر میکند این آخوند و سایر کارگزاران حکومتی که بعضاً اینگونه حرفهای دجالگرانه را میزنند، به فکر آزادی جوانها و مثلاً مردمسالاری هستند. اما همینطور که گفتیم، هر دو جریان به ظاهر متناقض کارگزاران رژیم در مورد برخورد با جوانها، تنها یک هدف دارد. آن هم حفظ مهار جامعه، برای ادامه بقای حاکمیت ننگین آخوندها و جلوگیری از انفجار خشم جوانهاست. حالا چرا این آخوند و برخی دیگر از کارگزاران رژیم، از شرکت جوانها در کنسرت و اینگونه اقدامات دفاع میکنند؟ چون آنها معتقدند که در نظام آخوندی، آنقدر خشم جوانها متراکم شده، که دیگر با سرکوب نمیشود آن را مهار کرد. پس باید دجالیت و فریب را هم به سرکوب اضافه کرد تا بهعنوان سوپاپ اطمینان عمل کند، تا به خیال خودشان، از حجم این خشم متراکم، مقداری کم و از بار انفجاریش، کاسته شود. پس دل اینها هم برای جوانها نسوخته؛ بلکه هدفشان مهار خشم جوانهاست. حالا از کجا میشود این نیت شوم را در پشت این موضع دجالگرانه دید؟ اگر دقت کنیم دم خروس از لای عبای آخوند میبدی بیرون زده: «مخالفت با برگزاری کنسرت ، جوانان را به سمت استفاده از برنامههای ماهواره سوق میدهد» .
بله به این ترتیب روشن میشود که درد این آخوند چیست. وحشت از رفتن جوانها سراغ ماهواره؛ و میدانیم که رژیم با خود ماهواره مشکلی ندارد. بلکه آن کانال ماهوارهیی برای نظام تهدید و خطر دارد، که راه آزادی را به جوانها نشان میدهد و دست رژیم را رو میکند. پس میبینیم که هدف آخوند علمالهدی و آخوند میبدی که در جنگ با هم هستند، یکی است؛ بستن راه جوانها به ماهواره و فضای مجازی در وحشت از انفجار خشم آنها. حالا سؤال این است که کدام یک از این دو شیوه موفق بوده؟ جواب را میشود از گسترش روزافزون اعتراضها و ابراز خشم جوانها فهمید.
یک نمونهاش دعوای میان دو آخوند دانه درشت نظام بر سر گذاشتن یا نگذاشتن کنسرت است. آخوند علمالهدی برگزاری هر گونه کنسرت را ضدارزشهای نظام و ممنوع میداند، البته روشن است که با خود ماهواره مشکلی ندارد بلکه هدفش بستن هر چه بیشتر فضای جامعه و بالا بردن فضا و جو سرکوب و اختناق است، تا به گمان خودش، جوانها فضایی برای ابراز خشم پیدا نکنند. اما برخی دیگر از آخوندها، میگویند این شیوه سرکوب جواب ندارد و برعکس، باعث هر چه متراکم شدن خشم جوانها و انفجاری بزرگتر خواهد شد. برای نمونه، روز 26مرداد رسانههای حکومتی حرفهای آخوند فاضل میبدی را بازتاب دادند که در مقابل آخوند علمالهدی گفته: «با این اقدامات جوانان را از دین فراری میدهند... جوانان حق دارند از کنسرت و برنامههای فرهنگی استفاده کنند» .
آخوند فاضل میبدی، بعد هم لگدی دیگر به نماینده خامنهای در مشهد میزند و میگوید: «رفتار امام جمعه مشهد، خلاف مردمسالاری است» . طبعاً کسی که از وضعیت رژیم آخوندی شناخت کافی نداشته باشد، فکر میکند این آخوند و سایر کارگزاران حکومتی که بعضاً اینگونه حرفهای دجالگرانه را میزنند، به فکر آزادی جوانها و مثلاً مردمسالاری هستند. اما همینطور که گفتیم، هر دو جریان به ظاهر متناقض کارگزاران رژیم در مورد برخورد با جوانها، تنها یک هدف دارد. آن هم حفظ مهار جامعه، برای ادامه بقای حاکمیت ننگین آخوندها و جلوگیری از انفجار خشم جوانهاست. حالا چرا این آخوند و برخی دیگر از کارگزاران رژیم، از شرکت جوانها در کنسرت و اینگونه اقدامات دفاع میکنند؟ چون آنها معتقدند که در نظام آخوندی، آنقدر خشم جوانها متراکم شده، که دیگر با سرکوب نمیشود آن را مهار کرد. پس باید دجالیت و فریب را هم به سرکوب اضافه کرد تا بهعنوان سوپاپ اطمینان عمل کند، تا به خیال خودشان، از حجم این خشم متراکم، مقداری کم و از بار انفجاریش، کاسته شود. پس دل اینها هم برای جوانها نسوخته؛ بلکه هدفشان مهار خشم جوانهاست. حالا از کجا میشود این نیت شوم را در پشت این موضع دجالگرانه دید؟ اگر دقت کنیم دم خروس از لای عبای آخوند میبدی بیرون زده: «مخالفت با برگزاری کنسرت ، جوانان را به سمت استفاده از برنامههای ماهواره سوق میدهد» .
بله به این ترتیب روشن میشود که درد این آخوند چیست. وحشت از رفتن جوانها سراغ ماهواره؛ و میدانیم که رژیم با خود ماهواره مشکلی ندارد. بلکه آن کانال ماهوارهیی برای نظام تهدید و خطر دارد، که راه آزادی را به جوانها نشان میدهد و دست رژیم را رو میکند. پس میبینیم که هدف آخوند علمالهدی و آخوند میبدی که در جنگ با هم هستند، یکی است؛ بستن راه جوانها به ماهواره و فضای مجازی در وحشت از انفجار خشم آنها. حالا سؤال این است که کدام یک از این دو شیوه موفق بوده؟ جواب را میشود از گسترش روزافزون اعتراضها و ابراز خشم جوانها فهمید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر