لينك به منبع:


زلزله در ارکان نظام ولایت فقیه
جامعه
ایران یک جامعه بهشدت انفجاری است، هر روز کارگزاران نظام بهنحوی به این
انفجار اجتماعی اشاره میکنند، یک بار تعبیر «بمب ساعتی» را بهکار
میبرند و یک بار هم از «ارتش میلیونی بیکاران» نام میبرند. جدیدترین
تعبیر از این دست، زلزله هشت ریشتری اجتماعی است. یکی از کارگزاران نظام در
مجلس ارتجاع چنین تعبیری را بهکار برده است:
رضا انصاری – عضو مجلس ارتجاع- 30تیر: ”در بحث پتروشیمی در استان فارس واحدهایی با پیشرفت 20 الی 30 درصد در استان فارس راهاندازی شده است امروز زمزمههایی نامیمون پیرامون این واحدها بگوش میرسد به مدیران و تصمیمگیران هشدار میدهم اگر در اندیشه رها سازی این واحدها بهخصوص واحد پتروشیمی حوزه انتخابیه بنده داراب هستید به شما میگویم که این اندیشه باطل را از ذهن خود بیرون کنید با عملی کردن این اندیشه شک نکنید شاهد یک زلزله اجتماعی هشت ریشتری در حوزه انتخابیه اینجانب خواهید بود.“..
آری، زلزله اجتماعی هشت ریشتری، یعنی زلزلهای ویرانگر. اما این ویرانی سهم چه کسی خواهد شد؟ آیا در اثر این زلزله هشت ریشتری، باز هم خانههای مردم محروم و بیسرپناه ویران خواهد شد؟ ! آیا حاشیهنشینها و بیخانمانها آسیب میبینند یا اینکه چنین زلزلهای کاخ های اشرافی کارگزاران نظام را ویران خواهد کرد؟ شکی نیست که هشدار این کارگزار نظام، نه از بابت نگرانی برای مردم محروم و کارگران و زحمت کشان است، آخوندها میدانند که با این زلزله خشم فزاینده مردم بر سر نظام ولایتفقیه آوار خواهد شد و هراسشان بهخاطر برباد رفتن خان یغمایی است که 37سال است که بر سر آن نشستهاند. این کارگزار نظام در حالی چنین حرفی را میزند که لرزههایی از این جنس را در همان ساعت و همان روز در برابر همان مجلسی که این اظهارات ر ادر آن به زبان آورده مشاهده کردهاند:
تجمع اعتراضی معلمان نهضت سواد آموزی همزمان با اظهارات این عضو مجلس ارتجاع سومین روز خودش را در پشت در همین مجلس سپری میکرد. تجمعکنندگان در اعتراض به وضعیت استخدامی خودشان دست به اعتراض زده و خواهان اجرای قانون استخدام آموزش و پرورش بودند. معلمان از استانهای مختلف از جمله اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و دیگر استانها به تهران آمده بودند. آنها میگویند که برخی از آنها بهرغم سابقه کاری بیش از 10سال ولی هنوز استخدام نشدند. چنین حرکت اعتراضی یی، آن هم جلوی مجلس ارتجاع چه معنایی دارد؟ !
البته معنای آن را باید در جمعبندی با دیگر اعتراضات جستجو کرد. باید اعتراضات دانشجویان را هم در نظر گرفت، آنها که در فصل تعطیلات دانشگاهها همچنان سنگر آزادی را شعلهور نگاه داشتند. یک نمونهاش اعتراضات دانشجویان کوی دانشگاه به کیفیت پایین و قیمت بالای غذا در خوابگاهها بود. یا اعتراضات دانشجویان دانشگاه کاشان که منجر به لغو سخنرانی کارگزاران نظام در این دانشگاه شد. اعتراضات کارگران، کسبه و دیگر اقشار جامعه هم جای خودشان را دارند.
واقعیت این است که وقتی تمام این اعتراضات را در کنار پتانسیل انفجاری نهفته در لشکر میلیونی بیکاران قرار میدهیم، میبینیم که درست است! زلزله اجتماعی ویرانگری در پیش است، زلزلهیی که بنیانهای نظام ولایت را فرو خواهد ریخت. یک زلزله اجتماعی با قدرتی بسا بیشتر از هشت ریشتر!
رضا انصاری – عضو مجلس ارتجاع- 30تیر: ”در بحث پتروشیمی در استان فارس واحدهایی با پیشرفت 20 الی 30 درصد در استان فارس راهاندازی شده است امروز زمزمههایی نامیمون پیرامون این واحدها بگوش میرسد به مدیران و تصمیمگیران هشدار میدهم اگر در اندیشه رها سازی این واحدها بهخصوص واحد پتروشیمی حوزه انتخابیه بنده داراب هستید به شما میگویم که این اندیشه باطل را از ذهن خود بیرون کنید با عملی کردن این اندیشه شک نکنید شاهد یک زلزله اجتماعی هشت ریشتری در حوزه انتخابیه اینجانب خواهید بود.“..
آری، زلزله اجتماعی هشت ریشتری، یعنی زلزلهای ویرانگر. اما این ویرانی سهم چه کسی خواهد شد؟ آیا در اثر این زلزله هشت ریشتری، باز هم خانههای مردم محروم و بیسرپناه ویران خواهد شد؟ ! آیا حاشیهنشینها و بیخانمانها آسیب میبینند یا اینکه چنین زلزلهای کاخ های اشرافی کارگزاران نظام را ویران خواهد کرد؟ شکی نیست که هشدار این کارگزار نظام، نه از بابت نگرانی برای مردم محروم و کارگران و زحمت کشان است، آخوندها میدانند که با این زلزله خشم فزاینده مردم بر سر نظام ولایتفقیه آوار خواهد شد و هراسشان بهخاطر برباد رفتن خان یغمایی است که 37سال است که بر سر آن نشستهاند. این کارگزار نظام در حالی چنین حرفی را میزند که لرزههایی از این جنس را در همان ساعت و همان روز در برابر همان مجلسی که این اظهارات ر ادر آن به زبان آورده مشاهده کردهاند:
تجمع اعتراضی معلمان نهضت سواد آموزی همزمان با اظهارات این عضو مجلس ارتجاع سومین روز خودش را در پشت در همین مجلس سپری میکرد. تجمعکنندگان در اعتراض به وضعیت استخدامی خودشان دست به اعتراض زده و خواهان اجرای قانون استخدام آموزش و پرورش بودند. معلمان از استانهای مختلف از جمله اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و دیگر استانها به تهران آمده بودند. آنها میگویند که برخی از آنها بهرغم سابقه کاری بیش از 10سال ولی هنوز استخدام نشدند. چنین حرکت اعتراضی یی، آن هم جلوی مجلس ارتجاع چه معنایی دارد؟ !
البته معنای آن را باید در جمعبندی با دیگر اعتراضات جستجو کرد. باید اعتراضات دانشجویان را هم در نظر گرفت، آنها که در فصل تعطیلات دانشگاهها همچنان سنگر آزادی را شعلهور نگاه داشتند. یک نمونهاش اعتراضات دانشجویان کوی دانشگاه به کیفیت پایین و قیمت بالای غذا در خوابگاهها بود. یا اعتراضات دانشجویان دانشگاه کاشان که منجر به لغو سخنرانی کارگزاران نظام در این دانشگاه شد. اعتراضات کارگران، کسبه و دیگر اقشار جامعه هم جای خودشان را دارند.
واقعیت این است که وقتی تمام این اعتراضات را در کنار پتانسیل انفجاری نهفته در لشکر میلیونی بیکاران قرار میدهیم، میبینیم که درست است! زلزله اجتماعی ویرانگری در پیش است، زلزلهیی که بنیانهای نظام ولایت را فرو خواهد ریخت. یک زلزله اجتماعی با قدرتی بسا بیشتر از هشت ریشتر!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر